تبليغاتX
شریف لک زایی

شریف لک زایی

بسم الله الرحمن الرحیم

خاطرات رضا از فاجعه تروریستی تاسوکی

بالاخره رضا دست به قلم شد و شروع به نگارش خاطرات خود از فاجعه تروریستی تاسوکی کرد. بخش نخست این خاطرات در وبلاگ وی حکمت متعالیه منتشر شده است و بخش های دیگر نیز به زودی منتشر خواهد شد. در فاجعه تروریستی تاسوکی ۲۲ نفر به شهادت رسیده و هفت نفر نیز به گروگان گرفته شدند که تا کنون شش نفر از گروگان ها آزاد شده و یک نفر هنوز نیز در بند است. یک تن از گروگان ها نیز توسط تروریست ها به شهادت رسیده است. امیدواریم تنها گروگان باقی مانده این فاجعه نیز به زودی آزاد شود. بخش نخست خاطرات رضا را در ادامه ملاحظه می فرمایید.

ساعت از نه گذشته بود. معصومه کوچولوی سه ماهه خیلی گریه  می کرد. نمی دانم چرا . زهرا (خواهرزاده ی کلاس اولیم ) روی پاهای من – در حالی که دستانم چون حلقه ای برگردنش بود  - نشسته، به مادرش که کنارم مشغول صحبت با من بود گفته بود : چند ماه است دایی را ندیده ام می خواهم پیش دایی باشم و به قولی اذن گرفته بود . مسلم ، برادرزاده ام ، سمت راست کنار عمه اش . دامادم و آقای راننده گرم صحبت . راننده می گفت که من تو خط کار نمی کنم ، خانمم و بچه کوچکم  را فرستاده ام زابل ،خانمم به من گفته تنها نیایی. و معصومه همچنان گریه می کرد .
از دو راهی رد شده بودیم ، جلوتر کمی شلوغ به نظر می رسید ، چند نفر با لباس نیروی انتظامی برای ماشینها دست تکان می دادند، ولوی سفید رنگی سمت چپ جاده پارک بود و یک ماشین سواری سمت راست؛ که ما را مجبور به ایستادن کرد. می گفتند ماشین باید بازرسی شود. بروید توی خاکی – سمت چپ جاده  کویر بود و نیز سمت راست – و اینها از ما می خواستند که ماشین را از جاده به خاکی ببریم . گفتیم که بچه ی کوچک همراه ماست همین جا بازرسی کنید. خواهرم با اضطراب می گفت از کجا معلوم که اینها مأمور باشند. راننده از  ماشین پیاده شده بود ، یکی از همانها سوار ماشین شد و ماشین را از جاده به خاکی آورد . به راننده و داماد و برادرزاده ام گفتند بروید جای ماشین . چند نفر دیگر هم آنجا بودند ، به دنبال موبایل بودیم ، نداشتند . ماشینهای دیگری هم آنجا بود ؛ بدون سر نشین و هر چهار در کاملا باز .
فقط من در ماشین بودم، کنار خواهرم و دو تا بچه اش ؛ البته بنا به توصیه ی دامادم . شب بود و چیزی دیده نمی شد، اگر چه ماه کامل بود . ناگهان تیری شلیک شد....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 22:13  توسط شریف  | 

سرنوشت «جانی فاجعه تروریستی تاسوکی» در ابهام

سایت خبری بازتاب از سرنوشت مبهم «عبدالمالك ريگي»، سركرده گروه تروريستي «جندالله» خبر داد.

به گزارش سایت «بازتاب»، نزديك به چهار ماه است كه اثري از ريگي در دست نيست و اخبار و شايعات گسترده‌اي درباره مرگ يا بيماري لاعلاج اين تروريست مطرح شده است. این گزارش می افزاید برخي اخبار تأييد نشده از منابعي در افغانستان، از مرگ وي در استان «هلمند» اين كشور حكايت دارد. به گفته اين منابع، اين حادثه پس از مرگ «بوگتي»، رهبر بلوچ‌هاي پاكستان و در زماني انجام شده كه ريگي توسط نيروهاي خارجي به اين استان افغانستان فراخوانده شده بود. همچنين برخلاف روند گذشته كه ريگي مصاحبه‌‌هاي پياپي با برخي راديوهاي مخالف جمهوري اسلامي انجام مي‌داد، سكوت او منجر به تقويت اين شايعات شده است. گفته مي‌شود، حدود سه ماه پيش نيز، برخي اعضاي گروه تروريستي جند‌الله، در گفت‌وگوهاي خود، اظهار كرده‌اند كه عبدالمالك كشته شده است.
با گذشت هفت ماه از جنايت تاسوكي و با تلاش خانواده گروگان‌ها، دستگاه‌هاي امنيتي و واسطه‌هاي محلي، از هفت گروگان به اسارت درآمده، تنها يك نفر باقي مانده و پنج نفر ديگر آزاد شده‌اند و يك تن ديگر نيز به دست تروريستها به شهادت رسيد. در فاجعه تروریستی ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ منطقه تاسوکی بیست و دو نفر از هموطنان مان به شهادت رسیدند که در میان آنان تعدادی دانش آموز، کاسب، خبرنگار، دانشجو، طلبه، معلم و... وجود داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 16:39  توسط شریف  | 

قدر امام علی در شب قدر

شهادت امیر عدالت و آزادی تسلیت باد. در همین زمینه مطالعه متنی از امام موسی صدر با عنوان علی موحد بود و بس توصیه می شود. در ادامه متن سخنرانی امام موسی صدر را با عنوان شأن امت و سرنوشت آن ملاحظه می فرمایید که درباره شب های عظیم قدر است.

 

برادران مؤمن، در اين ساعات پايانىِ شب، پس از اين كه از اوصاف و ويژگيهاى اخلاقىِ درخشان و آموزنده امام على ‏ع بهره برديم، ديگر چه بگويم؟ من در اين ساعات آخر شب، مى ‏خواهم از امام سخن بگويم، در حالى كه آن حضرت در اين ساعتها لحظات پايانى عمر خود را مى‏ گذراند. آيا اين كه دستى آلوده به گناه در شب نوزدهم ماه رمضان اقدام به ترور امام مى ‏كند يك امرِ تصادفى است؟ آيا اين كه دستى جنايت‏كار در شب نوزدهم ماه رمضان امام را ترور مى ‏كند و آن حضرت در شب بيست و يكم به ملاقات با خداى خويش مى ‏رود، و نيز بر اساس يك سنّت، شب سومِ شهادت او، در بيست و سوم واقع مى ‏شود، اتفاقى و تصادفى است؟ در روايات ما احتمالاتى وجود دارد كه اين سه شب ليلة القدر باشد و روزهاى آن روزهاى قدر. آيا اين هم‏زمانى و تقارن حادثه ضربت خوردن و شهادت امام على با شبهاى قدر، يك تصادف است يا على ‏ع قدر و قَدَرِ اين امت است؟ آيا على ‏ع براى شبهاى ظلمانىِ اين امت نورى بود كه سرنوشت آن را رقم مى‏ زد و دعايى بود كه نيازهاى او را برآورده مى ‏ساخت و عزّتى بود كه ذلّتِ او را مى‏ زدود و مايه بقاى اين امت مى ‏شد.

به اعتقادِ من اين صحيح و حق است. ميان على و سرنوشت اين امت ارتباطى وجود دارد. ميان على و شب قدر پيوندى ناگسستنى است. برادرانى كه در اين شب قدر دور هم جمع شده‏ ايد، قدر چيست؟ آيا همان گونه كه قدَريّونِ اين امت مى ‏پندارند  قدر عبارت از تقديرهايى است كه اجرا مى ‏شود؟ يا عمرها و روزيهايى است كه معيّن شده و سعادت و شقاوت ما در غيابِ ما و در شبى كه آن را نمى ‏شناسيم رقم مى‏ خورَد؟ اگر چنين باشد، با آينده‏اى روبه‏ رو خواهيم شد و در انتظارِ سرنوشتى هستيم كه در تعيين و ترسيمِ آن هيچ دخالتى نداريم.

اگر معناى ليلة القدر اين باشد، ميان اين شب و على ‏ع هيچ رابطه ‏اى نيست. چرا كه ما خداوند را به يك حاكم زمينى تشبيه كرده‏ ايم كه قانون بودجه را در دست گرفته و روزى، عمر، خوشبختى و بدبختى را بنا به ميل و هوس خود، بدون ارتباط با مردم، مقرّر مى‏ كند. اما مفهوم قدْر در معناى اسلامى و قرآنىِ آن، دست‏كم بر اساس تشخيص اندكِ اين جانب، يكى از معانى سه‏ گانه زير است:

اول. قدْر و ليلة القدر به معناى شب نزول قرآن است، به اين اعتبار كه در شب قدر نازل شده است.

دوم. شب قدر با مفهوم دعا مرتبط مى ‏شود. دعا نشانه‏اى است از نشانه‏ هاى اين ماه.

سوم. معناى تربيتى عملىِ شب قدر است. شب قدر با روزه ارتباط دارد و روزه، همان گونه كه مى ‏دانيم، يعنى تزكيه و تربيت. روزه خروج از زندگى روزمره است؛ لحظه ‏اى انديشيدن و تأمّل كردنِ خارج از عادات روزمرّه انسان است. انسان براى يك لحظه، يك ساعت، يا ماهى از ماه ها، با پروردگارِ خود پيوند ويژه‏ اى مى ‏خورَد. انسان پيوند خود را با زندگىِ معمولى و روزمره قطع مى ‏كند، سپس در جهتِ تنظيمِ اين روابط و غلبه بر اين وابستگي ها و اين احساس كه او آزاد است تلاش مى‏ كند. او شخصيت خود را كامل مى ‏كند. خود را از نو مى‏ سازد و نفْسِ خويش را تزكيه مى‏ كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 15:35  توسط شریف  | 

انتشار کتاب بررسی تطبیقی نظریه های ولایت فقیه

بالاخره پس از مدت ها كتاب بررسي تطبيقي نظريه هاي ولايت فقيه به همت پژوهشكده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي منتشر شد.

اثر حاضر ، با رويكردي تطبيقي و مقايسه اي، براي نخستين بار بر آن است، ضمن واكاوي، توصيف و تحليل عناصر برجسته و اثر گذار در نظريه هاي ولايت فقيه، نقطه عزيمت اين نظريه ها را مورد بررسي، مقايسه و سنجش قرار دهد . از اين رو در پژوهشي پسيني، در پي تحليل واقعيت هاي موجود درون نظريه ها است. ايضاح تمايزها و مشتركات در مناسبات دولت و شهروندان، تفكيك حوزه خصوصي از حوزه عمومي، ساختار و فرآيند قدرت و ميزان سازگاري با پرسش ها و انتظارات نوين در شمار مباحثي است كه در اين اثر به آن ها پرداخته شده است.

اين كتاب در چهار فصل به بيان نظريه های مختلف در باب ولايت فقيه مي پردازد. در فصل نخست مباحث كلامي – اعتقادي و فقهی - اصولی نظريه هاي ولايت فقيه، در فصل دوم ساختار نظام سياسي و فرآيند قدرت در نظريه هاي ولايت فقيه، در فصل سوم رابطه دولت و شهروندان و مشاركت سياسي در نظريه انتصاب و انتخاب و در فصل چهارم نظريه‌هاي ولايت فقيه مورد بحث قرار مي گيرند.
در مقدمه اين كتاب، پرسش از حق حاكميت و حكومت به عنوان يكي از دغدغه هاي اصلي شيعيان در عصر غيبت مطرح شده است. هدف اصلي از نگارش اين كتاب تبيين دو نظريه ولایت انتخابی و ولایت انتصابی فقیه و نقش مردم در حكومت بر اساس اين دو نظريه است.

كتاب در 264 صفحه و تيراژ 1400 نسخه به قيمت 1800 تومان روانه بازار شده است.

بررسی تطبیقی نظریه های ولایت فقیه دومین اثر منتشر شده به قلم این جانب است که در ماه جاری منتشر شده است. پیش از این و در اردیبهشت ماه کتاب توزیع و مهار قدرت در نظریه های ولایت فقیه توسط کانون اندیشه جوان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با حذف بخش هایی از آن منتشر شده بود. سومین کار پژوهشی نگارنده با عنوان مناسبات فرد و دولت در نظریه های ولایت فقیه پیش از انتشار و با اعمال سلیقه ... از انتشار بازماند و در انتظار فرصتی است تا با بازنگری مجدد در آینده منتشر شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 21:34  توسط شریف  | 

میلاد امام صلح و دوستی

 میلاد

                     امام حسن علیه السلام

                                                                         مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 19:59  توسط شریف  | 

تحقق و استمرار آزادی؟

از آنجا که انسان همواره خواهان آزادی و تحقق و استمرار آن در جامعه بوده است، می بایست آزادی به گونه ای در جامعه نهادینه شود تا تداوم برخورداری افراد از آن تضمین گردد. از این رو در ابتدا می بایست نهادهای تعلیمی بازسازی گردند و شیوه های آموزشی و تربیتی دیگرگون شوند. این دگرگونی، عبور از شیوه های تربیتی تنبیهی صرف و نادموکراتیک و تحمیلی و اجبارانه به سمت الگوهای تربیتی متعادل و دموکراتیک و رحمانی و انسانی است که بتواند رفتار متعادلی را پدید آورد. از سوی دیگر باید به تقویت و توانمندسازی نهادهای مدنی و مستقل مساعدت کرد و در مقابل به تضعیف نهادهای مستبد و خودکامه مبادرت ورزید. این مسأله از آن رو حائز اهمیت است که در طول تاریخ، حیات نهادهای مدنی و مستقل همواره با دشواری های گسترده ای مواجه بوده و توسط نیروهای فشار و سرکوب از رشد و رونق آن ها جلوگیری شده است. بر این مجموعه باید حضور رسانه های مکتوب و دیداری و شنیداری مستقل، مدنی و معتدل را نیز افزود. زیرا این نهادها می توانند با مباحثات خود فضای مطلوبی را پدید آورند که به تدریج بتوان نسبت به تحقق و استمرار آزادی امیدوار شد. نگاهی به تاریخ برخی کشورها نشان می دهد برای تضمین تحقق و استمرار آزادی دشواری های زیادی را بایستی پشت سر گذراند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 0:52  توسط شریف  | 

نامه ای برای تاریخ

بالاخره در پی کش و قوس های اخیر و مصاحبه های مختلفی که بعضاً رد انکار گفته های طرف مقابل از آن نتیجه می شد نامه محرمانه امام مبنی بر پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و خاتمه جنگ بعد از ۱۸ سال توسط دفتر آقای هاشمی رفسنجانی منتشر شد و خود فضای دیگری را برای بحث و نظر پدید آورده است. این نخستین بار است که منازعات و جدال های داخلی موجبات انتشار نامه ای محرمانه را فراهم ساخته است. باید از این پس شاهد انتشار متن های محرمانه دیگری هم باشیم. تصویر نامه امام خمینی را در اینجا ببینید. با یادآوری این نکته که هنوز چیزهای ناگفته زیادی درباره تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر و نیز خاتمه آن وجود دارد متن نامه را از پی ملاحظه می کنید:

بسم الله الرحمن الرحيم
با ياري خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبياء بزرگوار الهي و ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين حال كه مسئولان نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌باشند، صريحاً اعتراف مي‌كنند كه ارتش اسلام به اين زودي‌ها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد و نظر به اين كه مسئولان دلسوز نظامي و سياسي نظام جمهوري اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌دانند و با قاطعيت مي‌گويند كه يك دهم سلاحهايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده‌اند به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نمي‌شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از ده‌ها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكست‌هاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشيني فرمانده كل نيروهاي مسلح،فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهاي شيميايي و نبود وسائل خنثي كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌نمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ 2/4/67 نگاشته است اشاره مي‌شود،

فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر ...كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است - داشته باشيم مي‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي مي‌گويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند، او آورده است البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود.

اين فرمانده مهمترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعيد به نظر مي‌رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب مي‌گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست. آقاي نخست وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ مي‌گويند تنها سلاحهائي را كه در شكستهاي اخير از دست داده‌ايم به اندازه تمام بودجه‌اي‌ است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود. مسئولان سياسي مي‌گويند از آنجا كه مردم فهميده‌اند پيروزي سريعي به دست نمي‌آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است.

شما عزيزان از هر كس بهتر مي‌دانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبروئي داشته باشم خرج مي‌كنم، خداوندا ما براي دين تو قيام كرديم و براي دين تو جنگيديم و براي حفظ دين تو آتش بس را قبول مي‌كنيم.

خداوندا تو خود شاهدي كه ما لحظه‌اي با آمريكا و شوروي و تمام قدرتهاي جهان سرسازش نداريم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشت كردن به اصول اسلامي خود مي‌دانيم خداوندا در جهان شرك و كفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حيله و دوروئي ما غريبيم، تو خود ياريمان كن. خداوندا در هميشه تاريخ وقتي انبياء و اوليا و علماء تصميم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعه‌اي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند با مخالفتهاي ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌‌هاي زمان خود مواجه شده‌اند.

خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را براي رضاي تو قرباني كرديم غير از تو هيچكس را نداريم ما را براي اجراي فرامين و قوانين خود ياري فرما، خداوند از تو مي‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصيبم فرمائي. گفتم جلسه‌اي تشكيل گردد آتش بس را به مردم تفهيم نمايند. مواظف باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا مي‌گويم بايد تمام همتتان در توجيه اين كار باشد. قدمي انحرافي حرام است و موجب عكس العمل مي‌شود. شما مي‌دانيد كه مسئولان رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي‌مان چنين تصميمي گرفته‌اند خدا را در نظر بگيريد و هر چه اتفاق مي‌افتد از دوست بدانيد، و السلام علينا و علي عباد الله الصالحين.
روح‌الله الموسوي الخميني
شنبه 25/تير/67

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 17:54  توسط شریف  | 

نوبرانه

گاهی وقت ها نمی توان درباره بعضی چیزها سخنی نگفت.

مثلاً همین مجموعه موفق نرگس که به کوری چشم بدخواهان اخیراً خاتمه یافت و چندین ماه مردم با هنرهای افراد موفق و مؤثری مانند نرگس و شوکت آشنا شدند و حتماً سعی می کنند آن هنرها را در زندگی خود به کار گیرند. البته شاهد هم بودیم که پس از خاتمه این مجموعه در یک اقدام اساسی فی الفور از سازندگان و بازیگران آن تقدیر شد. مانده بود که بینندگان هم به جمع تقدیر شوندگان افزوده شوند که معلوم نیست چه مشکلی این وسط به وجود آمده بود که این مسأله اتفاق نیفتاد. شاید به خاطر این که تعداد بینندگان تا هشتاد و پنج درصد گزارش شده بود و نود درصد هم از این مجموعه راضی بودند. به هر حال سریال خوبی بود. حیف که تمام شد. راستی! واقعاً پیام این مجموعه چه بود؟ نمی دانم چرا بعد از خاتمه این گونه مجموعه ها همیشه به یاد این ضرب المثل می افتم که: «خود گوید و خود خندد».

مورد دوم این که از هنرهای خوبی که این روزها شاهد هستیم همین ساعت کار بانک ها است. حتماً این طرح در راستای افزایش کارآمدی و نیز رفاه حال شهروندان به اجرا درآمده است. دیگر لازم نیست سحرخیز باشیم تا در اول وقت کار بانکی خود را انجام دهیم. خوب می خوابیم و سر فرصت بیدار می شویم تا اول وقت، یعنی ساعت نه، در بانک حاضر شویم و به کار خود برسیم. یا این که در بین ساعات اداری مرخصی گرفته و به بانک مراجعه می کنیم. لازم نیست نگران چیزی باشیم. نباید عجول بود. تازه با توجه به خلوت بودن بانک ها قرار شده در ماه مبارک مهر و رحمت و احتمالاً سختی روزه گرفتن، فعالیت بانک ها در ساعت 14 خاتمه یابد. خوشا به حال کارمندان بانک ها. البته اگر از انصاف نگذرم خودم شاهد بودم که کارکنان خدوم برخی بانک ها ساعت هشت در محل کار حاضر بودند اما کرکره محل کسب و کار پایین بود و خود در داخل به امورات رسیدگی می کردند. لابد اضافه کار در قبل از ساعت کاری رسمی. البته برخی از خلق الله هم که بی خوابی به سرشان زده بود زودتر از موعد در جلو برخی از بانک حضور به هم رسانده بودند.

و ... موضوعات دیگر که اگر فرصتی باقی بود می نویسم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 0:47  توسط شریف  | 

رمضان و یادی از رفقا

 

این چند روز هم آغاز ماه مبارک رمضان در ماه مهر را نظاره گریم و هم از سویی سالگشت دورانی را به یاد می آوریم که به دفاع مقدس شهره شده است. آغاز ماه مهر و رحمت، ماه خدا، مبارک.

درباره آنچه به نام دفاع مقدس شهره شده است نیز باید یادآور شوم جوانان این مرزوبوم تمام همت خود را برای دفاع از این سرزمین به کار گرفتند و هر چه در توانشان بود تقدیم کردند. اما امروزه از آنچه در جبهه ها وجود داشت خبری و اثری نیست. نه این که ما مثل آن دوران زیست کنیم و یا باید حتماً جنگی درگیرد؛ اصلاً این حرف ها نیست. من وقتی از آنچه در آن دوران بر جوانان عزیز رفته سخن می گویم انسان های والایی را به یاد می آورم که هر کدامشان یک دنیا می ارزند. نیز ارزش های انسانی نهفته در رفتار و منش آنان را در خاطرم مرور می کنم که چگونه از یاد رفته است. البته که نسل جدید از آن همه عشق و صفا و مهر و محبت و انس و الفت بی خبر است. و چرا نباشد؟

امروز اگر برخی و تنها اندکی از سینماگران هم به جبهه و جنگ می پردازند از پیامدها و آثار ویران گر آن سخن می گویند. برای مثال حاتمی کیا در «به نام پدر» چیزی جز اشاره به پیامد مخرب جنگ - آسیب روزمره مردم در اثر برخورد با مین – به چیز دیگری نمی پردازد. گرچه گو این که ایشان در برخی فیلم های قدیمی تر خویش به این قصه ها پرداخته است. و البته از قدیم هم گفته اند یک دست صدا ندارد.

امشب بخش هایی از برنامه صندلی داغ در شبکه دو را مشاهده کردم که به گفت و گو با بیژن نوباوه وطن پرداخته بود که برخی از واقعیت ها و ماجراهای جنگ را از نگاه خود که یک خبرنگار باشد به همراه پخش تصاویری از آن دوران نقل می کرد که برایم تازگی داشت و جذاب بود. تصورم این است که اگر رسانه ای همانند تلویزیون به مباحثی این گونه در قالب های مختلف و به ویژه در قالب فیلم و سریال های جذاب و با کیفیت و امروزین بپردازد، مردم، همواره مشتاق دیدن آنها خواهند بود.

به هر حال رمضان المبارک و دفاع مقدس بهانه ای شد تا از برخی از دوستانم که پر کشیدند و برفتند یاد کنم. شهیدان: هرمزی، بستانی، حسابی مقدم، شمسی، عالی و خیلی های دیگر از جوانانی که در بهترین سال های عمر خود و با بهترین و عالی ترین لحظات پرکشیدند و به گردشان نرسیدیم و برفتند! روحشان شاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 23:42  توسط شریف  |