چندی قبل که چاپ جدید کتاب جریان ها و سازمان های مذهبی سیاسی ایران اثر آقای رسول جعفریان منتشر شد نظر مقام محترم رهبری نیز در آن منعکس شده بود. متن زیر ابتدا در
سایت فردا منتشر شد و بعد از آن در مطبوعات بازتاب یافت. دیدگاه مقام رهبری را مقایسه کنید با سایر دیدگاه هایی که به جز سیاه و سفید کردن شخصیت ها و متفکران این مرزوبوم هنری ندارند. بخوانید:
چاپ ششم كتاب «جریان ها و سازمان های مذهبی سیاسی ایران» اثر رسول جعفریان منتشر شد. آنچه كه این چاپ را از چاپ های گذشته متمایز می كند، نظرات مقام معظم رهبری درخصوص دكتر علی شریعتی است. ایشان در چاپ سوم این كتاب حاشیه هایی نگاشته اند كه این مطالب در چاپ ششم در پاورقی كتاب آمده است. پایگاه خبری «فردا» بخش هایی كه نظرات مقام معظم رهبری در خصوص دكتر شریعتی است را منتشر كرده است. عمده ترین دیدگاه های رهبری به دو موضوع زیر مربوط است:
۱ بحث نامه نگاری شریعتی به ساواك و نوع تعامل وی با رژیم شاه، در این زمینه رسول جعفریان دو نظر را مطرح می كند. نخست نظر سیدحمید روحانی را می آورد كه دكتر شریعتی را عامل رژیم معرفی می كند. در ادامه نظر دوم و اعتقاد كسانی را مطرح می كند كه شریعتی را عامل رژیم نمی دانند اما معتقدند شریعتی و رژیم شاه در چند حوزه از جمله در برخورد با مسائل اجتماعی، روحانیت، ماركسیسم و...، دارای وحدت نظر و همسویی فكری بوده اند. اما در حاشیه ای كه رهبری بر این كتاب نگاشته است، ایشان با هر دو نظر فوق مخالفت می كنند و بر نظری تاكید می كنند كه مطابق آن، نامه نگاری به ساواك و انتخاب محتوای خاص در این نامه ها، یك تاكتیك به قصد فریب دستگاه حكومت شاه تلقی می شود. مقام معظم رهبری در این باره نگاشته اند: «به نظر من و با شناختی كه از دكتر داشتم، وی تلاش كرد تا از وجود نقاط مشترك خود با دستگاه مانند ضدیت با ماركسیسم و انتقاد از روحانیت استفاده كند و ساواك را درباره خود به طمع بیندازد و در واقع آنها را فریب دهد و موفق شد. شاكله او با نوكری ساواك سازگار نبود. حداكثر این بود كه وی اهل خطر كردن در مبارزه با دستگاه نبود و مایل بود در حاشیه عرصه مبارزه قرار داشته باشد... در سال ۵۴ كه من از زندان آمدم، و همه به دیدن من می آمدند، او به منزل من نیامد و برای دیدار من منزل جوانی از دوستان مشتركمان را معین كرد و چندساعتی با هم بودیم آن جوان فرحبخش بود كه به من و دكتر ابراز ارادت می كرد.»
۲ انتقادهای تند استاد مطهری از شریعتی دومین موضوعی كه در این كتاب از حاشیه نویسی های مقام معظم رهبری منعكس شده است، درباره نامه استاد شهید مطهری به حضرت امام خمینی در سال ۵۶ است. در این نامه شهید مطهری قضاوت تند و همراه با سوءظنی را نسبت به دكتر شریعتی مطرح كرده است. بسیاری از افراد طرح این مواضع از سوی استاد مطهری را از سر عصبانیت تلقی كرده بودند و برخی نیز آن را به دشمن شناسی ایشان مربوط می دانند. در این زمینه هم نظر مقام معظم رهبری متفاوت است و قضاوت شهید مطهری درباره شریعتی را نمی پسندند. ایشان در این زمینه می نویسند: «نظرات مرحوم شهید مطهری درباره شریعتی چه در آغاز آشنایی شان كه تا دو سه سال از وی به نحو شگفت آوری ستایش می كرد و چه در سال های بعد كه از او به نحو شگفت آوری مذمت می فرمود غالبا مبالغه آمیز... بود. در همین مطالبی كه ایشان به امام مرقوم داشته، نشانه های بزرگنمایی آشكار است. برخی دیگر از دوستان ما از جمله مرحوم شهید بهشتی نیز همین نظر را درباره اظهارات شهید مطهری داشتند.» پاورقی صفحه ۴۷۶ كتاب در هر حال نحوه برخورد مقام معظم رهبری با این مسئله و قضاوت منصفانه و حمایت آمیز ایشان از مرحوم شریعتی ضمن وارد دانستن انتقادهای فكری و اعتقادی به آثار آن مرحوم می تواند الگوی خوبی برای همگان باشد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 0:34  توسط شریف
|
اخیراً فرصتی دست داد تا فیلم تازه حاتمی کیا، یعنی «به نام پدر» را ببینم. فیلم، برخلاف آثار پیشین حاتمی کیا چنگی به دل نمی زد. نه محتوا و نه حتی بازی بازیگر پرتوانی چون پرویز پرستویی، هیچ یک بر دل نمی نشیند. نه پرسش روشن بود و نه پاسخ. نه اعتراض و انتقاد به درستی و با قوت مطرح شد و نه درکی از پاسخ ها و دفاع از کارهای انجام شده به بیینده منتقل شد.
به نظر می رسد حاتمی کیا در اثر اخیر خود بیش از گذشته محافظه کار شده است. البته این مقتضای سنی او است! کشو قوس ها و عدم اکران فیلم «به رنگ ارغوان» را نیز باید به این محافظه کاری افزود. به نام پدر را می توان فقط نشان حضور حاتمی کیا در عرصه فیلم سازی به شمار آورد و این که او هنوز فیلم می سازد. اما این حضور متأسفانه حضوری کم رمق و سست و ضعیف است که بیینده را ناراضی از سالن سینما خارج می کند.
در همین چند روز فیلم «ارتفاع پست» حاتمی کیا نیز برای بار چندم از شبکه دو سیما به نمایش درآمد که به نظر قابل مقایسه با به نام پدر نیست. ارتفاع پست حرف های زیادی برای گفتن دارد و هنوز هم ارزش آن را دارد که با ولع به تماشای آن نشست. به ویژه بازی گرم بازیگران، بر ارزش آن می افزاید. در حالی که در به نام پدر بیننده با اثری مواجه است که از نوعی سردرگمی و آشفتگی حکایت دارد و با حسن ظن فقط به یک بار دیدن می ارزد. بیینده احساس می کند که فیلم بیش از حد کش دار شده است و می توانست در زمان کم تری نیز به پایان برسد.
البته باید اشاره کنم که فیلم از واقعیتی مغفول سخن می گوید. واقعیتی دردناک که هر روزه ساکنان شریف مناطق مرزی و از جمله خوزستان با آن دست و پنجه نرم می کنند و از بابت آن هنوز هم قربانی می دهند.
در همین زمینه یادداشت سایت بازتاب نیز خواندنی است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 21:43  توسط شریف
|
این چند روز اظهارات پاپ اعتراضات شدیدی را در جهان اسلام و مسلمانان در پی داشته است. گرچه متن کاملی از سخنان وی در ایران منتشر نشده و یا من ندیده ام و قضاوت در این باره سخت است اما آنچه بيش از همه در سخنان پاپ دست مايه خشم شده، اشاره وي به گفتگويي است كه در قرن چهاردهم ميلادي ميان امپراتور بيزانس و يك انديشمند فارسي زبان درباره پيامبر اسلام روي داده و امپراتور بيزانس به اين انديشمند گفته است: «محمد چه چيز جديد آورده است؟ نشانم بده. جز مواردي شرارتبار و اعمال غيرانساني مانند دستور وي به گسترش اسلام به زور شمشير چيز ديگري نخواهي يافت.» این سخن البته ناشی از ناآگاهی و به احتمال ناشی از غرض ورزی او است. زیرا تاریخ و ذهن تاریخی ما البته به یاد دارد که مسبب جنگ های صلیبی چه کسانی بوده اند و بزرگ ترین جنگ های معاصر، یعنی جنگ اول و دوم جهانی، توسط چه کسانی آغاز و هدایت و رهبری شده است. با این حال اسلام و منطق اسلام و پیامبر رحمت به پرسش گرفته می شود. شاید نیازی به استدلال و آوردن شاهد بر بی پایگی ادعای مذکور درباره دستور پیامبر به گسترش اسلام به وسیله شمشیر نباشد. ذهن تاریخی ما به یاد دارد که پیامبر پس از فتح مکه و در اوج قدرت دست به انتقام از دشمنانش نزد و حتی از کسانی که روزی او و دیگر تازه مسلمانان را آزرده و رنج داده بودند گذشت و آنان را مورد عفو خویش قرار داد. البته نبایستی کتمان کرد که امروزه منطق برخی مسلمان نماها مانند القاعده و ... می تواند به عنوان شاهدی بر چنین ادعاهایی باشد که البته چنین عملکردهایی توسط خود مسلمانان محکوم و نادرست شمرده شده است و البته بحث آنان صرف نظر از نادرستی عمل آنان برای اجبار در مسلمان کردن مردم نیست و از منطق دیگری پی روی می کند که غرب باید در خود و عملکرد خود در قبال مسلمانان بجوید.
خوشبختانه موضع گیری های خوبی در این چند روز صورت گرفته است. امید می برم این قبیل سخنان - که روشن نیست از چه رو گفته می شود - به روشن تر کردن چهره پر نور پیامبر خدا حضرت محمد (ص)بینجامد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 0:7  توسط شریف
|
برای شهدای در گروگان که صبح امروز ۲۳ شهریور در زاهدان و زابل تشییع شدند.
برادرم رضا، که به تازگی از بند گروگان گیران گروه تروریستی جندالله آزاد شده است می گفت: در اوایل چند روزی سرهنگ کاوه نیز نزد آنان نگهداری می شده است. وی تا آن روز که در اسارت با وی آشنا شده بود کاوه را نمی شناخت و سخت مجذوب اخلاق وی شده بود و از روحیه بالای کاوه نقل می کرد. یکی از جملاتی که برای وی از کاوه به یادگار مانده این بود که: انسان، موجودی با شکوه است. کاوه، دوره اسارت وی را تجربه شیرین و گرانبهایی برای وی می دانسته که نصیب هر کسی نمی شود.
زمانی که کاوه هنوز زنده و در گروگان بود، گروگان گیران فیلمی یک ساعته از او توزیع کردند که به اعترافات سرهنگ کاوه معروف شده بود. هر آگاهی که این فیلم را دیده باشد به تحت فشار بودن کاوه برای ایراد آن سخنان اذعان می کند. بگذرم!
من خودم نیز مرحوم کاوه را نمی شناختم و در این مدت و با همین فیلم با او آشنا شدم و البته بعدها برخی از دوستانم از اقدامات وی در شهربانی در رژیم پهلوی و نیز پس از انقلاب مطالب زیادی بازگو کردند که همه شنیدنی است. و نیز از اقدامات برای آزادی وی....!
برای این شهید عزیز و شهیدان زاهد شیخی و شاهبازی و نامجو که در اسارت به لقای پروردگار شتافتند طلب علو درجات می کنم. خدایشان رحمت کناد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 22:46  توسط شریف
|
خبرگزاري انتخاب گزارش داد: بنیاد شهید و امور ایثارگران خبر از شهادت چهار تن از گروگان های فاجعه تاسوکی داد و در اطلاعیه هایی جداگانه بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان زاهدان برای شرکت در تشییع پیکر سه تن از شهدای گروگانگیری های اخیر به نام های شهیدان نامجو، زاهد شیخی و کاوه در زاهدان دعوت به عمل آورد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» از زاهدان، همچنین بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان زابل نیز به اطلاع عموم مردم سیستان رساند فردا در تشییع پیکر شهید محمد شاهبازی شرکت کنند.
تشییع پیکر پاک این شهیدان فردا، پنج شنبه رأس ساعت 8 تشییع خواهد شد.
یادآور می شود، در جنایت هولناک بیست و پنجم اسفندماه گذشته، در منطقه تاسوکی، عوامل استکبار لکه ننگینی را با شهادت بیست و دوتن از افراد بی گناه بر پیشانی خود انگاشتند، در آن فاجعه هفت تن زخمی و هفت تن به گروگان گرفته شدند که پنج تن آنان آزاد گشته اند ولی آقای خداداد باغبانی در حال حاضر نیز در بند این گروه می باشد و یک تن از گروگان ها ( محمد شاهبازی) نیز شهید شد.
شهید نامجو فرمانده پاسگاه انتظامی ناهوک در استان سیستان و بلوچستان بود که چند ماه قبل از فاجعه تروریستی تاسوکی همراه با چند سرباز به گروگان گرفته شده بود، که سربازان مذکور آزاد شدند ولی وی به درجه شهادت نایل شد.
آقای زاهد شیخی و سرهنگ کاوه نیز گروگان گروه جندالله بوده اند که به درجه شهادت نایل آمدند.
شهادت این عزیزان را به خانواده آنان تسلیت می گویم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 2:13  توسط شریف
|
درباره امام از نظر غایب
عقيده به امام غايب اعتقاد به ظهور مصلح كاملى است كه بشريت را، از طريق ساختن جامعه برتر و اجراى نظام بهتر و تعميم عدالت تام و تمام، به كاملترين نظامهاى حيات بشارت مىدهد و همه بشر را براى رسيدن به كمال مطلوب خويش آماده مىسازد تا به عالىترين قله معرفت و دانش و برخوردارى از بهترين امكانات زندگى و نزديكى و وحدت انسانى نايل آيند. بنياد اين انديشه و اعتقاد شعور فطرى انسان است، كه همواره و به طور دايم، بدون كوچكترين توقفى، در همه زمينههاى معرفت و شناخت و در تمامى ميدانهاى زندگى، او را به سوى برتر و بهتر سوق مىدهد.
...شايد ميراث عمومى علمى كه انسان از تعاليم آسمانى اكثر اديان به ارث برده، همانا انتظار مصلح كاملى است كه حق را به جايگاه خود برگرداند و آرمانهاى انبيا را به طور كامل و بىنقص اجرا كند. قرآن كريم، در موارد متعدد، به چنين آيندهاى اشاره مىكند. از جمله در سوره انبيا، آيه 105 مىفرمايد: وَ لَقَد كَتَبنا فى الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِّكرِ اَنَّ الاَرضَ يَرِثُها عبادىَ الصّالِحُون؛ و ما در زبور - پس از تورات - نوشتهايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد... و هم چنين سنت مطهر نبوى، به رغم تفاوت مضامين، در حد تواتر معنوى، به ظهور مصلح كاملى كه اسلام را در شكل كاملش اجرا كند و زمين را پس از آن كه پر شده باشد از ظلم و جور پر از قسط و داد كند دلالت دارد.
از مجموعه اين ادله اعتقاد به امام غايب در انديشه مسلمانان متولد شد و مسلمانان در طول قرنها پس از تولد امام بر اين باورند كه امام غايب بشارت دهنده يك نظام كامل و جامع الاطراف انسانى است پس از آن كه انسان به نهايت ناتوانى خود برسد و همه راهها و شيوههاى خود را شكست خورده بيابد و براى نجات خود و همه ابعاد وجودىاش آماده پذيرش نظامى كامل و جوابگو باشد، امام ظهور مىكند. طبيعى است كه چنين آمادگى و استعدادى در نفوس انسانها موفقيت امام مبشِّر را آسان مىكند... .
بنا بر عقيده شيعه، امام غايب يكى از امامان معصوم و آخرين حلقه از حلقههاى دوازده گانه است. آنها همه نور واحد و خط واحد و حامل دعوت و رسالتى يگانه و مجريان رسالت جد خويش و نه غير آناند. بىشك چنين نقشى، با توجه به آن چه ما درباره مفهوم امام و ولى بر شمرديم، نظريه ويژهاى در برنامههاى دينى تشكيل مىدهد و تعاليم و آموزشهاى دينى را روشن مىكند... اين نقش امام منتظَر در آينده است. نقش وى در زمان غيبت عبارت است از نگاهبانى و صيانت احكام الهى و جلوگيرى از شكلگيرى اجماع برخلاف حقيقت. يعنى او، با مخالفت خويش با ساير فتاوا، از حصول اجماع بر خلاف حقيقت جلوگيرى مىكند و در نتيجه مانع انحراف انديشه دينى مىشود... امام منتظَر در مذهب شيعه شخصى است يگانه، ممتاز و مشخص... احكام اسلامى به دست كسى كه جانشينى خداوند را در روى زمين داراست، تنفيذ و اجرا مىشود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 19:50  توسط شریف
|
بخش نخست فكر سياسى امام موسى صدر در شماره 29 فصلنامه علوم سياسى منتشر شد. در بخش دوم گوشه ديگرى از انديشه سياسى ايشان ارائه و ديگر مؤلفهها و عناصر اساسى از فكر سياسى امام موسى صدر برجسته مىگردد. گفتنى است غالب عناوين و تيترهاى انتخابى در صدر مباحث از نگارنده است. در مباحث فراروى، همانند بخش نخست، افزون بر حذف برخى مباحث و كوتاه كردن متنها و نيز ويرايش صورى، هيچگونه دخل و تصرفى در گفتار و نوشتار امام صدر انجام نشده و مطالب ايشان به طور مستقيم آمده است.
انسانشناسى
از نظر اسلام، انسان در جهان بينى آفرينش امتياز به خصوصى دارد؛ زيرا سرشت او پاك و فطرت او به دين حق كشانيده مىشود. او تنها موجودى است كه مىتواند راه راستى را كه براى او ترسيم شده برود و يا از اين راه منحرف و گمراه گردد. او چنين آفريده شده تا در كسب كمال، آزاد و مختار باشد نه آن كه مانند فرشتگان راهى را جز تسبيح خدا نشناسد و در كمال خود مجبور باشد. انسان در نظر اسلام به مقام شامخ نمايندگى خدا در زمين مفتخر گشته، كليد اسرار آفرينش به او سپرده شده و راه كشف حقايق و وسيله دست يافتن به همه چيز به او تعليم داده شده است. فرشتگان در برابر او سجده كرده و مقرر شده است كه همه نيروهاى جهان هستى مسخر او گردند و يگانه راه او براى رسيدن به مقام بلند نمايندگى خدا در زمين آن است كه نيروها و استعدادهاى شگرف خود را به كار برده و با دانش، به حقيقت جهان هستى و نيروهاى گوناگون آن واقف گردد و قوانين آن را كشف كند. اسلام همه قوانين خود را بر اين مفهوم انسانشناسى استوار ساخته و بر همين مبنا روابط فرد را با ديگران، روابط شخص را با جامعه و روابط همگى را با جهان تنظيم كرده است.2
[چنين انسانى جانشين خدا در زمين است] خليفه و به تعبير ديگر نماينده كسى است كه به طور مستقل و با اراده و اختيار، آرا و منويات شخص را طبق برنامه ترسيم شده، همراه با اعتماد به شناسايى مخصوص و تصرفات حكيمانه تنفيذ و اجرا مىكند. تحقق اين مقام در خارج بايد همراه با آزادى كامل در تصرفات به وجود آيد. (همان آزادى كه فرشتگان آسمان از آن بيم داشتند و تأكيد كردند كه اين انسان با اين كيفيت و با اين كه راههاى خير و شر به روى او باز است در آينده منشأ فسادها و خونريزىها مىگردد. ولى تنها اختيار و آزادى اراده نمىتواند براى انسان فضيلت ايجاد كند، بلكه همه كرامت و فضيلت انسان در اين است كه راه خير و صواب را اختيار نمايد و پيمودن اين راه فقط به وسيله علم ممكن خواهد بود. همان علم و دانشى كه عنصر اصيل و پايه و اساس مقام نمايندگى و خيلفه الهى انسان در روى زمين است.
عبادت در نظر اسلام براى راضى ساختن خداوند يا سود رساندن به او نيست و همچنين براى رفع غضب يا بزرگداشت او نمىباشد. عبادت خدا اخلاص در بندگى او و يكتاپرستى است و از اين جهت انسان را از پرستش همه كس و همه چيز مىرهاند و همه بتها را در نظر او مىشكند؛ زيرا تمام ذرات وجود و سراسر هستى او در بندگى خدا قرار مىگيرد و جايى در عقل و فكر و جسم و روح او براى پرستش ديگرى باقى نمىگذارد. عبادت، در نظر اسلام، سبب احساس نزديكى به خداوند در انسان است و در نتيجه يك احساس قدرت و توانايى زايدالوصفى را در او به وجود مىآورد كه از اين تقرب و نزديكى به خدا سرچشمه گرفته است. اين قدرت روحى سبب مىشود كه از همه نواقص و مضرات نفس در امان باشد. عبادت در اسلام، حضور در پيشگاه الهى است و اين حضور و راز و نياز و مصاحب موجب اكتساب و تشرف به صفات عالى الهى مىگردد و به همين دليل مىتوان عبادت را مصدر همه كمالات شناخت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 1:26  توسط شریف
|
+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 2:1  توسط شریف
|
توصيف، تحليل، تبيين و نقد انديشه سياسى متفكران مسلمان معاصر كه شرايط فكرى و سياسى تقريباً مشتركى با زمان ما دارند، از اهميت زيادى براى پاسخ گويى به برخى خلأهاى موجود در جامعه برخوردار و بسيار راهگشاست.
نظر به اهميت شخصيت و انديشه سياسى امام موسى صدر در جهان اسلام و پاسخگويى به معضلات انسان معاصر و با عنايت به عدم توجه به انديشه سياسى وى در ايران، تبيين انديشه سياسى ايشان ضرورى مىنمايد. ايشان از معدود انديشمندانى است كه افكار و انديشههايش بر بخشى از جهان اسلام به خصوص كشور لبنان سايه افكنده و تأثير مهمى در آن جامعه بر جاى نهاده است. هدف اصلى مقاله حاضر بازشناسى و بازخوانى انديشه سياسى امام موسى صدر و نيز عرضه انديشه سياسى و پاسخهاى او به پارهاى از معضلات جوامع اسلامى و در نهايت بسط فرهنگ و انديشه اسلامى و پاسخگويى به خلأهاى علمى جامعه است.
تاكنون در خصوص انديشه سياسى امام موسى صدر، اثر مستقلى انجام نگرفته است و تنها يكى از مجلات در ويژه نامهاى، به طور گذرا و غير تخصصى، به افكار اجتماعى ايشان پرداخته است. هر ساله در لبنان همايشى با عنوان «كلمة السواء» برپا مىشود كه در آن به انديشه سياسى ايشان نيز توجه مىشود و برخى مقالات و سخنرانىها درباره انديشه سياسى وى ارائه مىگردد؛ به ويژه مىتوان از همايش «جايگاه آزادى در اصلاحات و نوگرايى» ياد كرد كه به همت مركز مطالعات و تحقيقات امام موسى صدر در روزهاى دوم و سوم دسامبر 2004 (دوازدهم و سيزدهم آذر ماه 1383) در بيروت برگزار شد. اين نهمين كنفرانس «كلمة السواء» بود كه مانند سالهاى گذشته با سخنان رهبران طوايف دينى و نماينده پاپ و با حضور رؤساى سه قوه و مقامات لبنانى و ايرانى افتتاح شد. در همايش بينالمللى مذكور، شخصيتها و متفكران مسلمان و مسيحى آخرين تحقيقات خود را درباره آزادى، اصلاحات، نوانديشى و نسبت اين پديدهها با يكديگر مطرح كردهاند. همچنين، بررسى و نقد آرا و منظومه علمى امام موسى صدر، پرچمدار گفت و گوى اديان و نوانديشى دينى، يكى از محورهاى اصلى بحثها و گفت و گوهاى اين همايش بوده است.
نيز بايد از موسوعه امام موسى صدر ياد كنم. اين مجموعه دوازده جلدى شامل تمامى گزارشها و اخبار و مستندات مربوط به حيات و فعاليتهاى امام موسى صدر از روز ورود به لبنان تا زمان ربوده شدن ايشان است و كليه مصاحبهها، گفتارها و سخنرانىها و پارهاى حوادث و وقايع مربوط به ايشان شامل مىشود. اين مجموعه به زبان عربى است و نوعى روز شمار به حساب مىآيد.
افزون بر اينها و نيز آثار مكتوب امام موسى صدر، كه برخى از آنها به فارسى نيز بازگردانده شده است، بايد از فعاليت مؤسسه فرهنگى و تحقيقاتى امام موسى صدر و نيز پايگاه اطلاع رسانى اينترنتى اين مؤسسه ياد كنم كه نوشتهها و مباحث ايشان را ترويج كرده و تاكنون متنهاى مختلفى از امام موسى صدر را در اين سايت در معرض ديد خوانندگان قرار داده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 8:10  توسط شریف
|