تبليغاتX
شریف لک زایی

شریف لک زایی

بسم الله الرحمن الرحیم

فرزندان امام موسی صدر

این روزها، لبنان، بی رحمانه، آماج گلوله قرار گرفته است. گلوله هایی که کوچک و بزرگ و پیر و جوان و زن و مرد نمی شناسد و اهدایی دولت های مدعی دفاع از حقوق بشر است. و اکنون بی رحمانه لبنان در زیر گلوله ها می گرید و کسی را یارای کمک نیست.

اما حزب الله که به واقع فرزندان امام موسی صدر هستند در این چند روز آغاز نبرد به خوبی ایستادگی کرده و توانسته اند دشمن را در دست یابی به اهداف از پیش طراحی شده اش سخت ناامید کنند. شاید هم از آغاز چنین مقاومتی را پیش بینی نمی کردند.

فرزندان امام موسی صدر این روزها باید در تنهایی با دشمن متجاوز مقابله کنند. از این رو رسالتی تاریخی را بر دوش احساس می کند. حزب الله آزمون خود را از آموخته های امام خود پس می دهد. در سهایی که امام موسی صدر در آخرین روزهای بیست و هفت سال پیش برای آنان به یادگار گذاشت. امامی که بیست و هشت سال پیش توسط دشمنان مقاومت ربوده شد و هنوز خبر روشنی از وی در دست نیست.

برای حمایت از مردم لبنان و درخواست پایان جنگ اینجا را کلیک فرمایید.

مرور سخنان آن مرد بزرگ در این روزها می تواند رموز پیروزی را بار دیگر نمایان سازد. امام صدر همواره در اندیشه لبنان و خطرات پیشاروی لبنان و در اندیشه حل مشکلات لبنان بود. سخنان زیر گویای اندیشه او است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 22:42  توسط شریف  | 

صدور حکم برای برخی متهمان سازمان ها در فاجعه تاسوکی

آن گونه که در رسانه ها آمد بالاخره قوه قضائیه قصد دارد تا ماهی دیگر احکامی را برای برخی از اعضای نیروی انتظامی که در ماجرای فاجعه تاسوکی به کوتاهی در اجرای مدموریت متهم شده بودند صادر کند.
در همین زمینه رئيس سازمان قضايى نيروهاى مسلح در سيستان و بلوچستان گفت: «در رابطه با پرونده تاسوكى، ۴ متهم دستگير شدند كه اتهام ۳ تن از متهمان اين پرونده بسيار سنگين است ضمن اين كه حكم ماموران پرونده تاسوكى در يك ماه آينده صادر خواهد شد.»
به گزارش خبرگزاری «انتخاب» به نقل از ایسنا، «محمد عبديان» افزود: تحقيقات اوليه اى در زمينه فاجعه تاسوكى صورت گرفته كه براى تكميل پرونده، تحقيقات ديگرى نيز لازم است.
وى در خصوص دريافت پول توسط ماموران تاسوكى از سوى گروه تروريستى جندالله گفت: اين مسئله كه بين ماموران تا پاسگاه تاسوكى و گروه جندالله پولى جابه جا شده است هنوز ثابت نشده و دليل و مدركى نيز ارائه نشده است.
عبديان اضافه كرد: البته اين به منزله توجيه پذيرى عمل ماموران نيست و اينكه ماموران نيروى انتظامى در انجام وظيفه، كوتاهى كرده اند، ثابت شده است كه مطابق با اتهام شان برخورد قانونى مى شود.

گفتنی است پیش از این مردم سیستان و خانواده شهدا درباره کوتاهی های انجام گرفته شکایتی را تنظیم و تحویل دادسرای نظامی استان سیستان و بلوچستان کردند. متن این شکایت را در ادامه ملاحظه می فرمایید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 17:12  توسط شریف  | 

آن مرد در بیمارستان جان داد!

در حاشیه يادداشت وزير بهداشت در سایت بازتاب: آن مرد در جاده جان داد

اين روزها در خبرها آمده بود که وزراي دولت سابق به شغل مقاله نويسي و يادداشت نويسي روي آورده اند! گرچه آن گفته سودايي در سر داشت و به نوعي ـ فارغ از ارزش داوري نگارنده در اين باره ـ دولت مردان سابق را متهم مي کرد که به نقد دولت مردان جديد مشغولند؛ اما نوشته‌اي که از آن سخن خواهم گفت، نشان داد وزراي فعلي ما در حالي که بر مسند وزارت تکيه زده‌اند مقاله و يادداشت نگاشته و براي مردم دل مي‌سوزانند!
نوشته وزير محترم بهداشت، با عنوان «آن مرد در جاده جان داد» البته اگر از انصاف نگذرم نوشته عاطفي و احساسي و جمع و جور و از سر دردي بود که در آن مساعدت به همنوع و نيز گوشه چشمي به عواملي که به مرگ هموطنان منتهي مي‌شود، آشکار بود.
البته اگر باز هم از حق و انصاف نگذرم بايد بنويسم که توجه زياد ايشان به عامل انساني موجب شده است از ساير عواملي که به وفات هموطنان منتهي مي‌شود، به نوعي غفلت شود. اگر نيک توجه شود، افزون بر خيل جمعيتي که در حوادث جاده‌اي جان مي‌دهند (27 هزار نفر در سال) بسياري از هموطنان در بيمارستان‌ها و از سر سهل‌انگاري و کم‌کاري جان مي‌دهند. فقط در يک مورد در حوادث مشابه اينچنيني، عدم رسيدگي به مصدومان را هم بايد به دلايل جان دادن هموطنان افزود. آنگاه يکجا و به حق نتيجه‌گيري کرد که عامل انساني واقعاً نقش غير قابل انکاري در اين زمينه دارد.
بدون اين که خاطر جامعه پزشکان فهيم و خدوم را مکدر نمايم، متأسفانه برخي از هموطنان در اثر عدم رسيدگي به آنها در بيمارستانها و يا به دليل فقدان امکانات و فقدان آمادگي‌هاي لازم جان مي‌سپارند و کسي هم در اين زمينه پاسخگو نيست. آيا وزير محترم آماري از وفات‌يافتگان در بيمارستانها که به دلايل مختلف جان خود را هر ساله از دست مي‌دهند در اختيار دارد؟
افزون بر همه اينها بايد خاطر نشان کنم در برخي موارد کوتاهي‌ها در اين زمينه بسيار محرز بوده و متأسفانه کسي در اين زمينه پاسخگو نيست؛ از جمله تأسف بارترين موارد مي‌توان از فاجعه خونين تروريستي تاسوکي در 25 اسفند 1384 ياد کرد که جمع زيادي از هموطنان به شهادت رسيدند و جمعي نيز زخمي شده و به بيمارستان اميرالمؤمنين شهرستان زابل منتقل شدند که متأسفانه به دليل عدم پذيرش در بيمارستان، برخي از مجروحان فاجعه جان خود را از دست دادند.
اين مسأله در حالي رخ داده است که بنابر اطلاعات موجود، بيمارستان و کادر پزشکي بيمارستان مهياي رسيدگي به مجروحان بوده است و جاي اين پرسش است که چرا با توجه به اين آمادگي پيشين، برخي مجروحان مورد پذيرش قرار نگرفته‌اند؟ آيا وزير محترم بهداشت، به رغم شکوائيه مردم سيستان و خانواده‌هاي داغدار، به خود زحمت بررسي مسأله را داده است و با عوامل اين کوتاهي برخورد کرده است؟
عدم پذيرش برخي مجروحان فاجعه جانگداز تاسوکي در حالي رخ داده است که مسئولان بيمارستان مدعي اند براي پذيرش صدها نفر آمادگي داشته و حتماً در گزارش‌ها نيز اين مسأله منعکس شده است! چگونه ادعا شده آمادگي براي پذيرش صدها نفر بوده است در حالي که از هفت مجروح فاجعه تنها پنج نفر مورد پذيرش واقع شده و دو نفر ديگر به بيمارستاني ديگر منتقل شده‌اند و همين نقل و انتقال در به شهادت رسيدن يکي از مجروجان تأثير گذاشته است؟ آيا وزير محترم دستور بررسي اين موضوع را به رغم شکوائيه مردم سيستان و خانواده هاي داغدار داده است؟
نگراني وزير محترم بهداشت براي جان هموطنان قابل ستايش است اما آيا ايشان اطلاع دارد سردخانه بيمارستان اميرالمؤمنين شهرستان زابل گنجايش پذيرش شهداي فاجعه تروريستي تاسوکي را نداشته است و شهداي اين فاجعه در برخي نقاط ديگر محافظت شده‌اند؟ اين در حالي است که تعداد شهداي اين فاجعه که در محل فاجعه به شهادت رسيده اند بيست و يک نفر بوده و متأسفانه امکانات موجود پاسخگوي اين تعداد هم نبوده است!
البته اگر از حق نگذريم بايد فرمايش وزير محترم را مبني بر مؤثر بودن عوامل انساني مورد تأييد قرار دهيم و بگوييم بايد با برخي از اين عوامل که در کوتاهي‌ها خلاصه مي‌شود برخورد صورت گيرد. آيا در اين زمينه در حوزه کاري وزارت بهداشت اقداماتي انجام شده است؟
از ذکر موارد ديگري در اين زمينه در مي‌گذرم و به همين مقدار بسنده کرده، منتظر اقدامات دلسوزانه وزير محترم بهداشت براي بهبود اين وضعيت هستيم تا دامن جامعه شريف پزشکي، که با کوتاهي‌هاي برخي لکه‌دار شده است، همچنان پاک بماند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 0:20  توسط شریف  | 

بازتاب آزادی دو تن از گروگان های تاسوکی در بی بی سی

آزادی دو تن ديگر از گروگانهای حادثه تاسوکی

يکی از مقامات امنيتی ايران از آزادی دو نفر از افرادی خبر داده که حدود چهار ماه پيش به دست يکی از گروههای مسلح بلوچ در جنوب شرق ايران به گروگان گرفته شدند.

مجيد رضوی، مديرکل امنيتی وزارت کشور ايران به خبرگزاری جمهوری اسلامی گفته اين دو گروگان، مجيد نجار و خداداد باغبانی نام دارند و با همکاری ريش سفيدان و طوايف منطقه آزاد شده اند.

به گفته وی اين افراد جزو گروهی اند که شانزدهم مارس (25 اسفند) گذشته در حمله افراد مسلح به خودروهای حامل مسئولان محلی در جاده زاهدان به زابل در منطقه تاسوکی در استان سيستان و بلوچستان به گروگان گرفته شده اند و گفته می شوند هنوز پنج نفر ديگر دربند گروگانگيرانند.

محمد تقی رخشانی، روزنامه نگار در زاهدان به نقل از مسئولان محلی می گويد برای آزادی اين دو گروگانها پولی پرداخت نشده اما احتمال دارد برای آزادی گروگانها وعده هايی به طوايف داده شده باشد.

آقای رخشانی در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفته که احتمال دارد به آن دسته از طوايفی که در ايران برای آزادی گروگانها همکاری کرده اند وعده های امتيازات اقتصادی داده شده باشد و در مورد طوايفی که در پاکستان همکاری کرده اند نيز تأمينهايی به کسانی که در ارتباط با قاچاق مواد مخدر تحت پيگرد قرار دارند داده شده باشد.

طی حادثه تاسوکی که حدود ساعت نه شب آخرين جمعه سال روی داد، افرادی که لباس مأموران انتظامی و نظامی به تن داشتند و در جاده ايستگاه ايست و بازرسی برپا کرده بودند، با متوقف ساختن خودروهای حامل مسئولان محلی و شماری از افراد ديگر، سرنشينان آنها را پياده کرده، تعدادی را به گلوله بستند و شماری را به گروگان گرفتند.

در اين حادثه، بيست و دو نفر کشته و شش نفر زخمی شدند و دست کم هشت نفربه گروگان گرفته شدند که حدود دو ماه پيش يکی از گروگانها به نام امير هراتی که افسر نيروی انتظامی بود، آزاد شد.

شماری از مسئولان استان سيستان و بلوچستان از جمله، محمود سرگزی مسئول حراست فرمانداری و محب يوسفی مسئول حراست امور آب زاهدان، يکی از روحانيون دفتر نماينده ولی فقيه در استان سيستان و بلوچستان جزو کشته شدگان بودند و حسنعلی نوری فرماندار زاهدان و معاونش علی نشاطی همراه با غلامرضا کوهستانی مسئول عقيدتی سياسی نيروی انتظامی استان سيستان و بلوچستان طی حادثه تاسوکی زخمی شدند.

مقامات ايرانی حمله کنندگان را "اشراری" خواندند که انگيزه سياسی هم داشته اند اما گروهی با نام جندالله مسئوليت حمله را به عهده گرفت و اعلام کرد که برای دفاع از مردم سنی مذهب بلوچ مبارزه می کند و خواستار آزادی زندانیان خود است.

مقامات ايرانی می گويند که جندالله مورد حمايت برخی دولتهای خارجی، از جمله آمريکا و بريتانيا هستند که به گفته آنان، برای ايجاد تفرقه قومی و مذهبی در ايران تلاش می کنند.

دولت بريتانيا اين اتهام را رد کرده است.

استان سيستان و بلوچستان يکی از گذرگاه های عمده قاچاقچيان مواد مخدر است و از محرومترين و دورافتاده ترين مناطق ايران به شمار می رود. اگرچه در اين استان موارد زيادی از نا امنی رخ داده اما گروگانگيری شماری از مرزبانان ايرانی در اين استان که سال گذشته رخ داد، دور تازه ای از مشکلات امنيتی را در اين استان رقم زد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 19:4  توسط شریف  | 

پس از گذشت صد و پانزده روز: سرنوشت گروگان های تاسوکی همچنان در ابهام

خبرگزاري انتخاب : در چند روز گذشته خبری از قول عبدالمالک ریگی دهان به دهان منتشر شده است مبنی بر آزادی گروگان ها و این که وی هیچ گروگانی در اختیار ندارد!
شریف لک زایی برادردانشجوی ربوده شده در فاجعه تروریستی تاسوکی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» در زاهدان، در پاسخ به این سوال که «از گروگان های فاجعه تاسوکی چه خبر؟»، با بیان این مطلب گفت: من تا کنون به منبع این خبر دست نیافتم اما وی در مصاحبه اخیر خود با رادیو صدای ایران تصریح می کند که همه گروگان های تاسوکی را در اختیار دارد. با این حال هنوز برایم روشن نیست که منبع این خبر کیست و این خبر چگونه در این سطح گسترده منتشر شده است!
وی اضافه کرد: البته در هفته گذشته نیز خبری به صورت وسیع در سطح استان سیستان و بلوچستان منتشر شد مبنی بر این که دو تن از گروگان ها با خانواده خود تماس گرفته و گفته اند تا ساعاتی دیگر از مرز سراوان وارد کشور می شوند.
لک زایی تصریح کرد: متأسفانه به رغم این که خبر به صورت وسیعی منتشر شده بود اما با این حال بعد از گذشت یک هفته هنوز خبری از آمدن این دو گروگان نیست.
برادر رضا لک زایی دانشجوی ربوده شده فاجعه تاسوکی افزود: برخی حتی احتمال داده اند این دو گروگان در اختیار نیروهای دیگر است.
وی تاکید کرد: خانواده های این عزیزان در شهرهای زاهدان ، زابل و حتی تهران (خانواده علی پورشمسیان) همواره به استانداری ، فرمانداری و ... مراجعه می کنند و از مسئولین می پرسند که عزیزان شان چه می شوند و چرا آزاد نمی شوند و لااقل همان خبر خوشی را که خود گفتید چرا عملی نمی کنید؟
شریف لک زایی همچنین ضمن انتقاد از برخی مسئولان گفت: به هر حال با توجه به این که بیش از یک صد و پانزده روز از به گروگان گرفته شدن این عزیزان می گذرد، مسؤول جان گروگان ها را گروه جندالله می دانم و از مسؤولان می خواهم برای آزادی و بازگشت این عزیزان تلاش بیشتری انجام دهد و خانواده ها را از نگرانی و اضطراب برهانند.
وی در پایان گفت: متأسفانه به رغم وعده های داده شده تاکنون تلاشی جدی و مؤثر از سوی مسؤولان برای آزادی و نجات گروگان ها مشاهده نشده است.
همچنین یکی از اقوام یکی از گروگان های فاجعه تاسوکی در تماس با «انتخاب»، گفت: بعد از گذشت صد و پانزده روز که از فاجعه دلخراش تروریستی تاسوکی می گذرد، هنوز سرنوشت گروگان ها در هاله ای از ابهام است .
وی که به دلیل واهمه از تهدید جان گرگان های تاسوکی، خواست که نامش فاش نشود، اضافه کرد: در هفته اخیر در شهرهای استان سیستان و بلوچستان خبر آزادی دو تن از گروگان های فاجعه تاسوکی ، مردم و خانواده ها را خوشحال کرد.
او همچنین به آزادی امیر هراتی از بند تروریست ها اشاره کرد و افزود: با توجه به این که امیر هراتی، گروگان گروه موسوم به جندالله چندییش آزاد شده بود بر همین اساس افراد زیادی در ابتدای شنیدن این خبر آن را باور کرده و به همدیگر و به خانواده ها تبریک گفتند ؛ زیرا گفته شده بود، آقای باغبانی با خانواده اش تماس گرفته و گفته که او را آزاد کرده اند و از مرز میرجاوه وارد ایران می شود و درست در همین راستا تماس دیگری از جانب ایشان صورت می گیرد که ما از مرز سراوان وارد می شویم که این خود سئوال برانگیز بود و در اواخر شب گفته شد که گروگان ها وارد شدند. اما بعد از گذشت یک روز معلوم شد که خبر صحت نداشته و تنها شایعاتی بی اساس بوده که بر زبان ها جاری شده است!
وی اضافه کرد: حال چه کسی این شایعات را در جامعه پراکنده است خود جای سؤوال دارد. با این حال خانواده گروگان ها همچنان منتظر آزادی و بازگشت فرزندان خود هستند.
وی با اشاره به خبر «انتخاب» در مورد «شایعه آزادی برادران باغبانی»، گفت: برای افرادی که از طریق سایت انتخاب این خبر را خوانده اند و احتمالاً خوشحال شده اند، بسیار متاسفم، چرا که عدم آزادی گروگان های مظلوم این جمله را به ذهن می آورد که «این قصه هم سر دراز دارد...»
به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» از زاهدان، در هفته گذشته به رغم این که خانواده ها مدت دو روز در مرز سراوان منتظر بازگشت گروگان های بودند، اینک بازگشته و در منزل همچنان چشم انتظار دیدار عزیزان خود چشم به در دوخته اند، تا خاک پای لحظه دیدار آنان را سرمه چشم خود کنند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 23:49  توسط شریف  | 

جايگاه آزادي در نظام سياسي و تربيتي

آخرین نوشته منتشر شده ام درباره آزادی و تربیت است. مقاله را به طور کامل در هفته نامه پگاه ملاحظه فرمایید. بخش های مهمی از این نوشته در سایت بازتاب هم منتشر شده است. در ادامه بخش های از این نوشته را ملاحظه می فرمایید.

آیت الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتى در يكى از سخنرانى‏هاى بسيار مهم خود درباره آزادي به بحثى جامعه شناختى در باب حضور استبداد در جامعه و غيبت آزادى از جامعه اشاره مى‏كند. وى به اين پرسش كه آيا با نفى استبداد و ساقط كردن فرد يا افراد مستبد مى‏توان به آزادى دست يافت، پاسخ منفى مى‏دهد. يكى از دلايل بهشتى اين است كه هيچ ملازمه‏اى ميان نفى نظام و فضاي استبدادي و براندازي فرد يا افراد مستبد و پيدايش، تحقق و نهادينه سازي آزادى متصور نيست؛ در يك جامعه استبدادزده، بركنار كردن فرد يا افراد مستبد و براندازي نظام سياسي استبدادي، تنها يكى از شرايط تحقق آزادى است و نه تمام آن. آنچه مى‏بايست بر آن تأكيد نمود و سعى در برقرار نمودن آن داشت اين است كه وضعيت جامعه به گونه‏اى پيش برود كه خود به خود شرايط براى پيدايش و نهادينگى آزادى مهيا گردد... .
علاوه بر اين آيت‌الله بهشتي معتقد است، ابهام در مفهوم آزادي باعث سرگرداني مردم و نيز سرگرداني حاکمان مي‌شود. بايد آشکار شود که آزادي چيست و قلمرو و نقاط مثبت و منفي آن کجا است. انسان وقتي مي‌تواند قيد و بند و اسارتي را احساس کند که نسبت به آن آگاهي و شناخت داشته باشد و بخواهد از قيد و بند و اسارت رهايي يابد... .
به گفته آيت‌الله بهشتي، آزادي، عبارت از توانايي انسان در ساختن سرنوشت فردي و جمعي خود است. اين ساختن به گونه اي است که آدمي بر خود و جامعه خويش قدرت و سلطه مي‌يابد. با اين تعريف، گونه تربيت پذيري آدمي و تأثير آزادي در تربيت به روشني مورد توجه و تأکيد قرار گرفته است. ايشان تصريح مي‌کند که تعريف آزادي در زمان‌هاي مختلف و در شرايط متفاوت يکسان نيست و با پيشرفت انسان و جامعه، تعريف از آزادي و فضاهاي آن هم تغيير مي‌کند. در واقع، شرايط خاص فرهنگي، تاريخي، اجتماعي و سياسي باعث مي‌شود که تعاريف ارائه شده از مفهوم آزادي، متفاوت و متمايز گردد... .
ايشان قائل به تقدم آزادي بيروني بر آزادي دروني است و حتي برخلاف انديشمنداني نظير آيت الله مطهري، معتقد است آزادي بيروني اهميت بيشتري دارد؛ زيرا آزادي بايد به عنوان يک واقعيت عيني و خارجي وجود داشته باشد تا انسانها بتوانند آسان تر و آزادانه‌تر به سمت آزادي دروني حرکت کنند. به ديگر سخن، ايشان آزادي اجتماعي و بيروني را لازمه و مقدمه آزادي دروني مي‌داند و در اين باره مي‌گويد: ضرورت آزادي اجتماعي که به نوع روابط اجتماعي مربوط مي‌شود ناشي از اين است که اين مسأله يک خواست و يک نياز دروني و اصيل است و انسان تنها مي‌تواند به اين نياز دروني‌اش پاسخ گويد که در جامعه، آزاد زندگي کند... .
يکي از پرسش‌هاي اساسي که عموماٌ پس از پيروزي انقلاب از سوي مجامع مختلف طرح شده اين است که آيا آزادي، که در شمار شعارهاي مهم در انقلاب اسلامي بوده است، در جامعه محقق شده است يا خير؟ آيت الله بهشتي خود يکي از انديشمندان و کارگزاراني است که همواره با اين پرسش مواجه بوده است. پاسخ ايشان به اين پرسش منفي است. به باور ايشان، آزادي‌هاي مورد نظر که مطرح شده و شعارشان داده شده، تحقق نيافته است؛ زيرا سازوکارهاي لازم براي آن فراهم نيامده و راه درازي در پيش دارد.
به نظر مي‌رسد دکتر بهشتي يکي از نادر انديشمنداني است که درباره موانع جامعه شناختي تحقق آزادي در جامعه سخن گفته است. ايشان معتقد است که جامعه بايد به آگاهي دست يابد تا بر اساس آگاهي به دست آمده درباره خود و جامعه خود تصميم بگيرد. از ديدگاه بهشتي، صرف تغيير نظام سياسي ثمره زيادي ندارد. گرچه شرط لازم است، اما شرط کافي نيست، مگر اينکه ذهنيت انسانها تغيير کند. و روشن است که ذهنيت غالب ما ايرانيان به دليل حضور مداوم و پايدار نظام‌هاي سياسي خودکامه، استبدادزده است و ذهنيت استبداد زده، خود به خود، در هر نظام سياسي، استبداد را باز توليد مي‌کند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 0:25  توسط شریف  | 

قصه رنج آور غربت گروگان های تاسوکی همچنان ادامه دارد

خبرگزاري انتخاب : در پی خبر رسانی یک طرفه درباره مسأله ناامنی در سیستان و بلوچستان از سوی صدا و سیما برادر دانشجوی گروگان گرفته شده نسبت به این مسأله اعتراض کرد.
شریف لک زایی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، تصریح کرد: در حالی که هیچ یک از گروگان های فاجعه تاسوکی به جز یک نفر آزاد نشده اند، صدا و سیما در بخش های خبری خود به این مسأله هیچ اشاره ای نداشته است. اما در مقابل هر از گاهی به خبر آزادی برخی گروگان ها که در موارد مختلفی و جدا از فاجعه تاسوکی به گروگان گرفته شده اند با آب و تاب پرداخته و به خبر رسانی یک طرفه می پردازد.
برادر رضا لک زایی دانشجوی ربوده شده فاجعه تاسوکی اضافه کرد: متأسفانه در یک سال اخیر آدم ربایی های گسترده ای در سطح سیستان و بلوچستان انجام گرفته که هیچ گاه خبر این گروگان گیری ها و آدم ربایی ها در بخش های خبری منعکس نشده است و از سویی تا برخی از گروگان ها که توسط افراد مسلح ربوده می شوند به دلایل مختلف آزاد می گردند به سرعت در خبرها و به ویژه خبر بیست و سی منعکس می شود.
وی یادآور شد: متأسفانه قصه غربت و مظلومیت گروگان های تاسوکی قصه دردآور و رنج آوری برای خانواده ها شده است گفت: اکنون قریب یک صد روز است که این عزیزان به گروگان گرفته شده اند اما همچنان سرنوشت آنها در ابهام است و متأسفانه اقدامات ادعایی از سوی مسؤولان هم نتیجه بخش نبوده و این عزیزان آزاد شده اند.
لک زایی با ابراز بی اطلاعی از اقدامات انجام گرفته گفت: وقتی یک گروگان آزاد می شود برخی از مسؤولان با آب و تاب به مصاحبه و گفت و گو می پردازند و آزادی اش را در شمار اقدامات و تلاش ها و افتخارات خود قلمداد می کنند. اما باید پرسید  چرا باید اساساً آدم ربایی در استان در این سطح رخ دهد تا برخی از مسؤولان تلاش کنند تا آنها را آزاد و بعد هم به آن افتخار کنند؟!
برادر رضا لک زایی دانشجوی ربوده شده فاجعه تاسوکی تاکید کرد: البته وقتی آدم ربایی به یک صنعت اشتغالزا تبدیل می شود باید هم آزادی و دستگیری افرادی که در این صنعت مشغول هستند افتخار هم تلقی شود!
وی در پایان ضمن براز امیدواری برای آزادی گروگان ها گفت: امیدواریم، با تلاش های انجام گرفته از سویی شاهد آدم ربایی در سطح استان سیستان و بلوچستان نباشیم و از سوی دیگر به زودی شاهد آزادی گروگان های فاجعه تاسوکی باشیم. همچنین امیدواریم صدا و سیما در خدمت مردم قرار گیرد و پی گیر مطالبات بدیهی مردم همانند امنیت باشد.

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 10:1  توسط شریف  | 

شکایت جمعی از خانواده ای شهداء و گروگان های فاجعه تاسوکی از خاطیان.

خبرگزاري انتخاب: پس از گذشت صد روز از فاجعه تاسوکی و عدم آزادی گروگان ها، جمعی از خانواده های شهدا طی شکایتی به دادسرای نظامی، محاکمه و مجازات خاطیان برخی نهادها را درخواست کرده اند.  متن این شکایت در پی می آید:
بسمه تعالی
دادستان محترم دادسرای نظامی سیستان و بلوچستان
احتراماً، اینجانبان امضاکنندگان این شکوائیه که از خانواده شهدا و یا گروگانهای فاجعه  تاسوکی بوده و قائم مقام قانونی و ورثه آن عزیزان می باشیم با توجه به مراتب ذیل تقاضای تعقیب کیفری عاملین، مسببین و معاونین جرائم حادث شده که قطعاً مورد درخواست یکایک مردم و مسئولین نیز هست را خواستار و بویژه درخواست تعقیب جزایی و اشد مجازات برای نیروهای انتظامی واقع در پایگاههای تاسوکی و سه راهی دشتک را که نه تنها به وظایف قانونی خود عمل نکرده اند بلکه موجبات تسهیل وقوع جرم و چه بسا معاونت در بزه های متعدد متصوره در حادثه یادشده را نمو ده اند.
همچنین تعقیب جزایی و اشد مجازات برای نیروها و پرسنل بیمارستان امیرالمومنین زابل که در شب حادثه علیرغم اطلاعی که به آنها داده شده بود و خالی کردن بخش اورژانس از پذیرش برخی مجروحین خودداری کردند و این مسئله باعث شهادت یکی از مجروحین حادثه به نام مسلم لک زایی گردید را نموده تقاضا داریم عطف توجه دادگاه محترم به این مساله که در تاریخ 24/12/1385 که شرح ماوقع بر کسی پوشیده نیست، مادر و برادر شهید غلامرضا سرگلزایی پس از اینکه شهید مورد نظر و پدرش در اسارت اشرار مسلح بوده و در پشت تپه های همجوار بودند، افراد فوق با وسیله نقلیه در اختیار خود را به سرعت به پاسگاه انتظامی سه راهی دشتک رسانده  و مواجه با استعداد زیاد نیروی انتظامی با انواع سلاحهای جنگی بوده، هنگامیکه اعلان می دارند  تعجیل نمایید که افراد خانواده ما و دیگران را کشتند با پاسخ همراه با خونسردی نظامیان مذکور به اینکه هیچ کاری با آنان ندارند صرفاً پول ، ساعت و جواهراتشان را می گیرند و آنها را رها می کنند مواجه شدند که این پاسخ از نیروی انتظامی حافظ نظم وامنیت که با قتلگاه فاصله زیادی نداشته بسیار عجیب است . مضافاً اینکه همسر شهید نعمت ا.. پیغان بنام خانم لک زایی نیز خود را به سرعت به پاسگاه انتظامی تاسوکی رسانده و از آنان استمداد می طلبد که آنان عنوان می دارند  نیروی کافی در اختیار ندارند و گشت انتظامی در مسیر نیز به آنان پاسخ می دهد که ما چند دقیقه قبل از آنجا عبور کردیم و مورد مشکوکی ندیدیم.
حال سوال این است : مگر مرجع انتظامی می بایست مردم و شکات را دلداری داده و امیدوار  به آینده نماید و یا اینکه بعنوان ضابط دادگستری به وظایف ذاتی خود عمل نماید.  
از طرفی این سوال مطرح است که در شب فوق پرسنل پاسگاه تاسوکی چند نفر بوده اند و این افراد و مخصوصاً فرمانده پاسگاه در ساعت حادثه کجا بوده اند؟ بدیهی است چنانچه پاسگاههای مذکور ، خصوصاً پاسگاه تاسوکی به موقع وارد عمل می شدند با توجه به اینکه عملیات انجام شده توسط اشرار حدود 2 ساعت طول کشیده است و فاصله آنان نیز تا محل وقوع جرم که شعله های آتش نیز کاملاً  آشکار بوده حدود 5 کیلومتر است چگونه اشرار می توانستند دست به چنین اعمال زشت و ناپسندی بزنند.
علیهذا عنایاتاً به مراتب فوق و توجه به اینکه قطعاً عده ای در انجام وظایف قانونی خود  اهمال و سستی نموده اند و موجبات تسهیل جرم و شهادت  و اسارت عزیزانمان را فراهم آورده اندتقاضای تعقیب کیفری و اشد مجازات را برای عوامل یاد شده  داریم.
از طرفی با توجه به اینکه بیش از 3 ماه از این فاجعه گذشته ولی هیچ فعالیت مثبتی در راستای آزادسازی اسرای این فاجعه صورت نگرفته است مجدانه خواستاریم از ارگانهای ذیربط در مورد پیگیری سرنوشت اسرای این فاجعه سوال شود .
ضمناً تعداد شهدا 23 نفر، تعداد اسرا 7 نفر و تعداد مجروحین این حادثه 6 نفر بوده است که در این مورد از رسانه های گروهی اطلاعرسانی شفافی نگردیده است.
با تشکر و تجدید احترام
جمعی از خانواده ای شهداء و اسرای فاجعه تاسوکی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 14:55  توسط شریف  |