تبليغاتX
شریف لک زایی

شریف لک زایی

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ای به آقای رییس جمهور

خبرگزاري انتخاب : شریف لک زایی برادر رضا لک زایی دانشجوی ربوده شده ی حادثه تروریستی زاهدان با نامه ای به رئیس جمهور که نسخه ای از آن را برای «انتخاب» ارسال کرده، گفته است:گمان عمومی این است که متأسفانه به رغم این که ایام تعطیلات نوروز هم به سر آمده اما هنوز فعالیت جدی و مؤثری در این زمینه مشاهده نشده است. به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، متن این نامه در پی می آید:
با نام و یاد خدا
جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و عرض تسلیت فاجعه اندوهناک تاسوکی و شهادت جمعی از هموطنان
به استحضار می رساند بیش از سی روز از فاجعه دلخراش و هولناک تروریستی جاده زابل – زاهدان می گذرد و هنوز اطلاع دقیقی از سرنوشت جمعی از عزیزان ربوده شده در دست نیست. خانواده های ریوده شدگان به شدت از عدم اطلاع رسانی درباره پی گیری های به عمل آمده و نتیجه بخش نبودن فعالیت هاي انجام شده گله و شکوه دارند. گمان عمومی این است که متأسفانه به رغم این که ایام تعطیلات نوروز هم به سر آمده اما هنوز فعالیت جدی و مؤثری در این زمینه مشاهده نشده است.
از آنجا که حضرت عالی را مسؤول مستقیم امنیت شهروندان می دانم، تقاضامندم دستور فرمایید تا در حل ماجرای ربوده شدگان تسریع شود و خانواده های بسیاری از رنج و نگرانی رها گردند. مسلماً این مسأله با تحقق عدالت نیز سازگاری بسیاری خواهد داشت.
متأسفانه تا کنون خبری از واکنش وزارت امور خارجه، با توجه به این که به طور رسمی گفته شده ربوده شدگان در یکی از دو کشور مجاور نگهداری می شوند، منتشر نشده است. سوگ مندانه باید گفت وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری نیز، از آنجا که یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در این حادثه ربوده شده، هیچ واکنشی نداشته و تلاشی برای آزادی دانشجوی گروگان گرفته شده این حادثه به عمل نیاورده است. از فعالیت نیروها و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نیز هیچ اطلاعی در دست نیست.
البته در این مجال از کوتاهی ها و اهمال های انجام گرفته در پیدایش این حادثه - كه مورد تأييد وزير محترم كشور نيز مي‌باشد - و مسائل به وجود آمده پس از آن در می گذرم.
به هر حال این مسأله موجب رنجش و اضطراب خانواده گروگان ها شده است. از این رو مجدانه از شما درخواست می شود دستور فرمایید در اسرع وقت به ماجرای گروگان ها رسیدگی شود تا موجبات تسریع در آزادی آنان در آستانه میلاد رسول خدا (ص) فراهم آید. مسلماً می توان با درایت لازم به این مسأله خاتمه داد و به نگرانی خانواده ها پایان بخشید.
گفتني است در حادثه اخير برادرزاده‌ام مسلم لك‌زايي، و دامادم نعمت الله پيغان، دانشجوي كارشناسي ارشد علوم حديث شهر ري به شهادت رسيده‌اند و برادرم رضا لك‌زايي، دانشجوي كارشناسي فلسفه و الهيات دانشگاه سيستان و بلوچستان نيز در گروگان است.
پیشاپیش از مساعدت حضرت عالی سپاس گزار و دوام توفیقات شما را از خداوند متعال خواستارم.
شریف لک زایی
26 فروردین 1385

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 1:41  توسط شریف  | 

آیا گوش شنوایی برای شنیدن هست؟!

در شامگاه 25 اسفند 1384 فاجعه دلخراشی در جاده زاهدان به زابل واقع در منطقه تاسوکی اتفاق افتاد که مطلع شدن از عمق ماجرا دل هر انسان آزاده ای را به درد و رنج می افکند. سارقان شب، با بهره گیری از تاریکی و غفلت نیروهای تأمین کننده امنیت و آرامش شهروندان، با بستن جاده عمومی و پرتردد زابل - زاهدان جمعی از بهترین عزیزان این مرز و بوم را به شهادت رساندند. ابعاد این فاجعه به قدری دلخراش است که ننگ این عمل تا ابد دامان عاملان آن را خواهد گرفت.
متأسفانه اطلاع رسانی درباره شهدای این فاجعه دلخراش و غمناک از سوی  رسانه ملی (!) به قدری ضعیف بود که همگان بر این گمان اند که تروریست ها شاهکاری خلق کرده اند؛ که البته به واقع شاهکاری هم آفریده اند. شاهکار آنان در به شهادت رساندن تنی چند از دانش آموزان و کسبه و خبرنگار و افراد عادی و برخی کارمندان جزء و دو تن از طلاب حوزه علمیه قم، آن هم بی گناه و بی دفاع در حالی که دست های آنها از پشت بسته شده و بر چشم ها و دهان آنها چسب زده شده است البته باید هم شاهکاری به شمار آید!
اما البته دریغ از پخش یک گزارش و تحلیل که صدا و سیمای جمهوری اسلامی به عنوان یک رسانه ملی به مردم و جهانیان بگوید شهدای این حادثه فجیع از چه صنفی بوده و چه کسانی هستند. البته باید اشاره کرد که در وانفسای تعطیلات خوشبختانه تا اندازه ای برخی سایتها همانند بازتاب و انتخاب به نحوی این نقیصه را جبران کردند و ابعاد این فاجعه را در تعطیلات آقایان پوشش دادند. گرچه متأسفانه سایت بازتاب هم به رغم اینکه در ابتدا برخی اخبار این حادثه دلخراش و هولناک تروریستی را به نحو مناسبی پوشش داد، پس از آن تقریباً سکوت کرده و اطلاع رسانی نسبت به آنچه که عظیم ترین فاجعه تروریستی سال نامیده شد را به دلایلی که روشن نیست از مردم دریغ کرد. لابد مردم محروم و صبور این خطه از میهن اسلامی از اطلاع رسانی هم باید محروم باشند. انتشار حد اقلی برخی اخبار و تحلیل ها ضمن زنده نگه داشتن این حادثه دلخراش اندکی از آلام مردم سیستان و بلوچستان کاسته و این جنایت وحشیانه را در یاد مسؤولان زنده نگاه می داشت. و البته آقایان به تعطیلات شان هم می رسیدند!
جالب اینجا است که در این حادثه دلخراش، رگ کم تر مسؤولی به جنبش درآمد. تروریستهایی که این عمل غیر انسانی را به وجود آوردند با مصاحبه های متعدد شهدا را در شمار مسؤولان دولتی جمهوری اسلامی ایران معرفی کردند و بر کار غیر انسانی خود سرپوش نهادند. و البته آقایان هم در تعطیلات به سر می بردند! و با دریغ کردن از اطلاع رسانی بر گفته های تروریست ها صحه گذاشتند. چندان که حتی پشتیبانان آنها هم از این عمل ابراز انزجار کرده و ضمن پوشش خبری دادن به آنها از عملشان روی گردان بودند. و البته دریغ از این که حتی یک تن از مسؤولان و حتی مسؤولان جزء در این حادثه برکنار شود و یا استعفا دهد! البته تعطیلات هم در عدم برکناری و یا استعفا مؤثر بوده است!
همان گونه که در برخی گزارش ها آمده است کسانی که تروریست ها را پشتیبانی می کنند از حیث اطلاع رسانی هم بهترین پوشش را به این حادثه دلخراش دادند و گفت و گوهای مبسوطی به راه انداختند و با کمال خونسردی از کنار ماجرا گذشتند. آنان ادعای حقوق بشر دارند و برای تحقق صلح و عدالت مورد ادعای خویش، حتی خشن ترین و بی رحمانه ترین جنگ ها را هم محاز می دانند. و البته باز هم آقایان در تعطیلات به سر می بردند!
هر از چندی مسؤولی و مدیری ضمن مصاحبه عنوان می دارد که اشرار به کاروان مسؤولان حمله برده و جمعی را به شهادت رسانده و با گروگان گرفتن تنی چند از هموطنان به کشورهای مجاور فرار کرده اند. باید گفت همان به که تعطیلات خاتمه نمی یافت و این اظهار نظرهای نادرست منتشر نمی شد. ای کاش حداقل سکوت می شد! اما مگر این تعطیلات می گذرد! و البته هنوز هم بسیاری از آقایان در تعطیلات به سر می برند! و در مصاحبه های خود خبر از حمله به کاروان مسؤولان دولتی داده می شود! چیزی که از اساس باطل بوده و بروریست ها مردم عادی را مورد تهاجم خود قرار داده اند.
به قول نویسنده سایت بازتاب، کشور یک هفته دیگر هم تعطیل است و آقایان باز هم در تعطیلات به سر می برند!
از شهدای این فاجعه دلخراش و غمناک که بگذریم اما نوبت به گروگان ها می رسد. گروگان گیران هر از چندی با خانواده های گروگان ها تماس گرفته و تقاضاهای خود را مطرح می کنند. خواسته هایی که به نظر می رسد تحقق آنها در حد و توان خانواده های مضطرب و نگران نیست. و لابد آقایان در تعطیلات به سر می برند و کسی نیست تا با آنان مذاکراه جدی داشته باشد و زمینه آزادی گروگان ها را فراهم آورد! خانواده های گروگان ها تا کنون اقدام جدی ای مشاهده نکرده اند و یا اقدامات انجام شده به آنان گزارش نشده است.
زمان به سختی می گذرد و برخی از آقایان مسؤولان کشوری از تقویت امنیت در سیستان و بلوچستان در آینده خبر می دهد. لابد پس از تعطیلات! متأسفانه در گفت وگوهای این آقایان مسؤول کشوری کم تر سخنی از گروگان ها به میان می آید. خانواده ها نگران هستند که مبادا حادثه دلخراشی برای این عزیزان پیش آید. و البته هنوز آینده هم نرسیده است تا در تقویت امنیت منطقه کاری دست و پا کرد!
بگذار این تعطیلات سپری شود! مبادا کام آقایان در تعطیلات اندکی تلخ گردد!
بگذرم! چه سود! آیا گوش شنوایی برای شنیدن هست؟! و چشم بینایی برای دیدن؟! و دستی برای یاری کردن؟!
خدا آخر و عاقبت همه ما را ختم به خیر کناد!

متن مذکور از یکی از نویسندگان درباره حوادث اخیر در سایت انتخاب منتشر شده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 23:9  توسط شریف  | 

كوتاهي‌هاي مسؤولان در حوادث اخير

سایت انتخاب ديروز متن مصاحبه با يكي از هموطنان درباره حوادث اخير را منتشر كرد كه عيناً ملاحظه مي فرماييد. ظاهراً مصاحبه مذكور با ملاحظاتي همراه بوده است. زيرا بخش‌هايي از مباحث كه ما خود مطلعيم و برخي خواسته هاي مردم سيستان مورد اشاره قرار نگرفته است. اميدواريم باز هم چنين گفت وگوهايي منتشر شود.

محمدرضايي يكي از اهالي سيستان و بلوچستان در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري «انتخاب» در پاسخ به اين سوال كه « گروهك جند الله متعلق به چه طيفي در استان سيستان و بلوچستان است؟» گفت: اين گروه با توجه به اقدامات و فجايعي كه اخيراً انجام داده به طيف خاصي وابسته نبوده و از سويي جامعه اهل سنت نيز طرفدار آنها نيست.
وي ادامه داد: حتماً شنيده ايد كه آقاي مولوي عبدالحميد براي نخستين بار در استان براي شهداي فاجعه اخير مراسم ترحيم برگزار كرد و بحش زيادي از آقايان مولوي ها در استان با صدور بيانيه از اين اقدام ابراز انزجار و آن را محكوم كرده اند.
محمد رضايي در ادامه اظهار داشت: در باب حمايت كشورهاي ديگر از اين گروه آنچه مسلم است اين كه اين گروه در دو كشور افغانستان و پاكستان مستقر است اما روشن نيست كه چه وابستگي هايي به اين كشورها دارد. طبيعي است كه اين دو كشور مسؤول شمرده مي شوند و بايد پاسخ گوي اقدامات آنان باشند. البته بايد به خاطر داشت كه بخشي از نيروهاي خارجي با مليت هاي مختلفي در افغانستان مستقرند و در اخبار و گزارش ها برخي ارتباطات اين گروه با آنها منتشر شده است. به اعتراف خود آنان در گفت و گو با برخي رادبوهاي بيگانه ارتباطاتي با برخي فعالان مخالف در خارج ايران دارند و اين مسأله مورد پذيرش و اعتراف خود اين گروه نيز مي باشد.
وي ضمن انتقاد از برخورد نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي در مورد اين حادثه گفت: بحث اقدامات نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي را بايد از خود آنان پرسش كرد. اگر از آنان در اين مورد پرسش شود در پاسخ گفته مي شود در حال پي گيري و حل ماجرا هستيم. اين مسأله البته قابل نفي و اثبات نيست. زيرا با توجه به اين كه مسأله و حادثه دلخراش تاسوكي داراي ابعاد امنيتي و سياسي است از اين رو اخبار و گزارشي هم منتشر نمي شود تا بتوان به ارزيابي پرداخت. با اين حال در ارزيابي آنچه انجام شده بايد به محصول آن هم نظر كرد. اگر از اين بعد به قضايا نگاه شود متوجه مي شويم كه ظاهراً كم تر كاري صورت گرفته است.
رضايي اضافه كرد: حداقل خانواده گروگان ها در عمل چيزي مشاهده نكرده اند. ضمن اينكه بر نگراني هاي خانواده ها افزوده شده است. آنچه در اين بخش توقع مي رفت، جمع كردن سريع حادثه و بازگرداندن گروگان ها از راههاي مسالمت آميز بود. چيزي كه متأسفانه تا كنون محقق نشده است. به هر حال در يك ارزيابي كلي مي توان گفت خانواده هاي گروگان ها اقدام جدي در بازگرداندن گروگان ها مشاهده نكرده اند. احساس خانواده ها اين است كه كار جدي و مؤثري صورت نگرفته و مسأله رو به فراموشي است.
وي در پاسخ به اين سوال كه «مردم استان، چه توقعي از وزرا، نمايندگان استان و ساير نمايندگان و مردم زاهدان داريد؟»، گفت: ما در هر بخش توقعات خاص همان بخش ها را داريم. براي مثال انتظار داريم نمايندگان مجلس در تمهيدات قانوني و تصويب قانون تلاش كنند تا موانع قانوني رفع و در جهت بهبود مسائل امنيتي و سياسي و اجتماعي در استان گام‌هاي مؤثري برداشته شود. در همين زمينه به نظر مي رسد در مواردي كه مشكلي ايجاد مي‌شود و ناامني اتفاق مي افتد با پرسش از وزرا و طرح در مجلس با بهره گيري از فرصت نطق‌هاي پيش از دستور به اين مسائل واكنش نشان دهند. در بعدي ديگر نمايندگان با بهره گيري از ظرفيت هاي استاني مي توانند به مسائل واكنش نشان دهند. افزون بر اين با طرح مسأله با مديران و مسؤولان كلان نظام به سمت حل مسائل حركت كنند. اين مسأله در شمار وظايف و حوزه كاري نمايندگان مجلس شوراي اسلامي قابل طرح است.
رضايي در ادامه تاكيد كرد: به نظر مي رسد وضعيت وزرا متفاوت از نمايندگان باشد. زيرا امور اجرايي در دست وزرا است و در صورتي كه به وظايف اصلي خود عمل كنند اموري از قبيل حادثه دلخراش جاده زابل – زاهدان اتفاق نمي افتد. در مورد اخير بايد گفت وزارت كشور مسؤول اصلي شمرده مي شود و لازم است توضيح داده شود كه چرا اساساً چنين اتفاقي افتاده با توجه به اين كه مسؤول اصلي تأمين امنيت وزارت كشور و نيروي انتظامي تحت امر آن است. با عناصر خاطي در حادثه بايد برخورد شده و به سرعت رسيدگي شود. مردم متوقع هستند كه عناصر خاطي در اين حادثه بركنار و محاكمه شوند. در حادثه اخير كوتاهي نيروي انتظامي چنان مشهود است كه قابل انكار نيست. به رغم اين كه افراد مسلح قريب يك ساعت در جاده مستقر بوده اند و افراد متعددي از پاسگاه تاسوكي براي كمك استمداد جسته اند اما با اين حال هيچ اقدامي نشده است.
وي همچنين ضمن اشاره به اظهارات دكتر شهرياري نماينده زاهدان گفت: آقاي دكتر شهرياري نماينده زاهدان البته در نطق پيش از دستور خود در هفته گذشته معتقد است مدت حضور افراد مسلح يك ساعت و نيم بوده است. البته مسائل گفتني در اين زمينه بسيار است و مسؤولين بايد به وظايف خود در اين زمينه عمل كنند. مردم و افكار عمومي هم البته منتظر اقدامات عملي مسؤولان هستند.
محمد رضايي در ادامه عنوان كرد: نكته اخير و كوتاهي نيروي انتظامي در باره عناصري از وزارت بهداشت و درمان هم قابل اشاره است. زيرا بر اساس گزارش هاي موثق و قابل اطمينان، متأسفانه بيمارستان اميرالمؤمنين از پذيرش برخي مجروحان حادثه امتناع كرده و همين مسأله منجر به شهادت برخي مجروحان حادثه شده است. بي ترديد اگر رسيدگي جدي و مؤثر و به موقعي صورت مي گرفت چنين اتفاقي نمي‌افتاد.
وي اضافه كرد: كوتاهي هايي نيز البته در بخش نيروهاي امدادگر و به وي‍ژه آمبولانس هايي كه در منطقه حاضر شده اند مشاهده شده است كه مسؤولان بايد در اسرع وقت به آن رسيدگي كنند. متأسفانه تاكنون چيزي از سوي مسؤولان مشاهده نشده است. به ويژه از سوي وزير بهداشت و درمان بايد به اين پرسش پاسخ دهد كه چرا بيمارستان اميرالمؤمنين به رغم آمادگي پيشين از پذيرش برخي مجروحان حادثه امتناع كرده است. متأسفانه در حادثه اخير وزير محترم بهداشت و درمان هيچ واكنشي از خود نشان نداده است. مردم سيستان منتظر اقدامات جدي و مؤثر وزارت بهداشت و درمان هستند.
رضايي تاكيد كرد: مردم سيستان و بلوچستان، اعم از اهل سنت و شيعيان، كاملاً در صحنه حاضر هستند. آنان منتظر اقدامات جدي و مؤثري در تأمين امنيت پايدار در استان هستند. مردم سيستان و بلوچستان از زماني كه حادثه به وجود آمد تا الان در صحنه حاضر بوده و در انتظار اقدامات آقايان و مسؤولان هستند. شركت مردم سيستان در تشييع جنازه بسيار گسترده بود. به گونه اي كه گفته شد بي سابقه‌ترين تشييع در سيستان در طول سال هاي اخير بوده است. مردم انصافاً آمادگي همه گونه همكاري دارند و با توجه به وضعيت به وجود آمده مي بايست براي وضعيت آينده استان تمهيدات خاصي انديشيده شود.
وي در واكنش به  «سكوت مراجع تقليد، رسانه ها، صدا و سيما، وزارت امور خارجه در قبال اين حادثه»، گفت: متأسفانه مراكز و نهادهايي كه از آنان ياد شد در حادثه اخير يا اساساً وارد نشدند و يا اين كه در حد انتظار حضور پيدا نكردند. براي مثال با توجه به اين كه اين افراد مسلح خود گفته اند اين ها را به خاطر شيعه بودن به شهادت رسانده اند متأسانه تا كنون هيچ اقدامي از سوي مراجع عظام تقليد حتي در حد انتشار يك بيانيه هم مشاهده نشده است.
رضايي اضافه كرد: اين در صورتي است كه در اقدامات مشابه در سطح خارج كشور علما و مراجع گرامي بسيار خوب ظاهر شده و در ضمن سخنراني و يا ارائه بيانيه به ابراز نظر مي پردازند. در حادثه اخير مردم سيستان اين پرسش را مطرح مي كنند كه آيا آنان مسلمان - و نه حتي شيعه - نيستند تا اين حادثه مورد توجه قرار مي گرفت؟
وي ادامه داد: از سوي وزارت امور خارجه نيز با توجه به اين كه گفته شده است افراد مسلح به كشورهاي مجاور متواري شده اند اما اقدامي مشاهده نشد است. حداقل آن اين بود كه سفراي دو كشور افغانستان و پاكستان فراخوانده شده و اعتراض جمهوري اسلامي به آنان ابلاغ مي شد و از سوي ديگر با كار ديپلماتيك به تلاش براي حل قضيه گروگان ها مي پرداخت. مردم سيستان به خاطر دارند كه در موارد مشابه كه گروگان گيري براي غير ايراني‌ها اتفاق مي افتاد چگونه همه بسيج مي شدند تا موضوع به هر نحو كه شده خاتمه يابد. با توجه به ابعاد گروگان گيري و نيز آدم ربايي‌ها در استان و عدم توجه وزارت امور خارجه اين طنز رايج شده است كه «كاش شهروند كانادا بوديم!»
محمد رضايي در ادامه ي گفت و گو با خبرگزاري «انتخاب»، تصريح كرد: در حادثه اخير با توجه به اين كه در پايان سال رخ داد اطلاع رساني مناسب و درستي اساساً انجام نگرفت. صدا و سيما صرفاً در حد ذكر خبر آن افدام كرد و متأسفانه دريغ از پخش گزارش و تحليل و توجه بيشتر به مسأله در بخش هاي خبري.
وي همچنين گفت: در موارد مشابه كه حوادث تروريستي در كشورهاي همسايه اتفاق مي افتد موضوع به كلي متفادت است و گزارش هاي مختلفي در بخش هاي خبري در ابعاد مختلفي پخش مي شود. صدا و سيما حتي به مردم نگفت كه يكي از خبرنگاران «باشگاه خبرنگاران جوان» استان، كه وابسته به صدا و سيما است، به شهادت رسيده است و اطلاع رساني در اين زمينه توسط سايت هاي اينترنتي از قبيل انتخاب و بازتاب صورت گرفت. صدا و سيما به مردم نگفت كه در حادثه اخير چند دانش آموز، كاسب، دبير آموزش و پرورش، كارمند بازنشسته و ... به شهادت رسيده اند. صدا و سيما در همه اين موارد كوتاهي كرد و ابعاد دلخراش ماجرا را از زبان مجروحان حادثه هم بيان نكرد. شايد در جهت تبرئه افراد مسلح!
وي به عدم واكنش وزارت آموزش و پرورش و نهادهاي وابسته اشاره كرد و گفت: متاسفانه آموزش و پرورش نيز به رغم اين كه در حادثه دلخراش اخير چند دانش آموز به شهادت رسيده اند هيچ واكنشي از خود نشان نداد.
رضايي ادامه داد: در اين فاجعه كه در نوع خود در طول سال هاي اخير بي سابقه بوده است خيلي ها كوتاهي و سكوت كرده اند. دلايل اين مسأله را رسانه ها از مسؤولان و مديران و وزراي دخيل در مسأله بپرسند و به پاسخ دست يابند. مردم سيستان و بلوچستان دليل اين همه بي توجهي را در نمي يابند. اميد مي رود مسؤولان پاسخ مقبولي داشته باشند!
وي در پاسخ به اين سوال كه «آيا فكر مي كنيد اهل سنت در استان سيستان و بلوچستان در صدد وحدت با شيعيان هستند؟»،‌گفت: در اين كه عموم مردم عادي اعم از شيعه و سني در استان به دنبال يك زندگي امن و آرام هستند ترديدي نيست. آنچه نيز از سوي بزرگان شيعه و اهل سنت گفته مي شود در راستاي وحدت است. آنچه موجبات برخي سوء تفاهم ها را موجب مي شود رفتار افراطي اي است كه متأسفانه از سوي هر دو جريان مشاهده مي شود. بر بزرگان و مسؤولان است كه اين رفتارها را به اعتدال نزديك سازند.
رضايي تاكيد كرد: مي بايست اقدامات عيني و عملي براي تحقق وحدت برداشته شود. متأسفانه در حادثه اخير و نيز موارد مشابه ديگر در طول اين سال ها صرفاً شيعيان مورد تعرض قرار گفته و فقط بيست و دو نفر از افراد بي گناه و بي دفاع در حادثه دلخراش 25 اسفند 1384به شهادت رسيده و جمعي نيز ربوده شده اند.
وي در پايان گفت: جامعه شيعه منتظر اقدامات جدي و مؤثر جامعه اهل سنت براي خاتمه اين قبيل اقدامات است و انتظار مي رود با تمهيداتي كه بزرگان اهل سنت به عمل مي آورند مشكل گروگان ها هر چه سريع تر حل شود و نگراني خانواده ها پايان پذيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:29  توسط شریف  | 

كشتن 22 انسان و ميوه شب عيد!

سخنی با رییس جمهور

آقاي احمدي‌نژاد!
مردم سيستان پايان سالي پر از اندوه را پشت سر گذاشته و سال نو را پر از غم آغاز کردند. آنان هيچ گاه باور نمي کردند حادثه فجيع و دلخراش و غير انساني اي را در روزهاي پاياني سال شاهد باشند. اما از دشمن چه انتظاري مي‌توان داشت؟ جز کينه و نفرت و دشمني و مخالفت؟ به ويژه اين‌که تروريست‌ها تلاش دارند جنبه اعتقادي نيز به جنايات خود بدهند اما در اين ميان مردم سيستان متوقع بوده و هستند که به سادگي از کنار اين جنايت هولناک عبور نکرده و داد مردم سيستان به گوش سازمان‌هاي بين المللي رسانده شود. کاري که تا کنون متأسفانه از آن غفلت شده و انجام نگرفته است.

از روزهاي پاياني و بلکه ماه‌هاي پاياني سال گذشته شاهد بوديم که رسانه ملي(!) چه گزارش‌ها و گفت و گوهايي منتشر مي‌ساخت که در آغاز سال، ميوه گران نمي شود. گرچه قبل از اين تبليغات ميوه به اندازه کافي گران شده بود اما مردم سيستان قبل از آن که به فکر ميوه باشند خواستار تأمين امنيت هستند. بسياري از آنان حتي در صورت ارزاني ميوه هم توان خريد و استفاده از آن را ندارند. در حالي که گراني و ارزاني ميوه خبر نخست رسانه ما شده است خبر حادثه فجيع و دلخراش محور زابل به زاهدان در حال از ياد رفتن است. البته ميوه هم مهم است و مي‌بايست همه بخش‌هاي خبري به آن بپردازند و مردم را از گران نشدن آن مطلع و مطمئن مي‌کردند و هيچ بخش خبري اي نبود که به آن نپردازد. اما شايد توجه به نيازهاي اساسي تر مردم همانند امنيت هم مهم باشد.

مردم سيستان در غم از دست دادن فرزندان عزيز خود امسال را با غم و اندوه آغاز کردند. کام شيرين بهار و طراوت و نو شدن طبيعت با حادثه غمناک امسال به تلخي گراييد و سبزي و تازگي بهار با خون نوجوانان دانش آموز و جوانان عزيز اين مرز و بوم رنگين شد. آنان به چه جرمي به شهادت رسيدند؟ و آن تعداد ديگر به چه جرمي زخمي شده و به اسارت برده شده‌اند؟

رياست محترم جمهور!
مردم سيستان از بي توجهي و اهمال رسانه‌ها در عدم انعکاس ابعاد اين فاجعه به شدت گله داشته و ابراز نارضايتي مي‌کنند. مگر جز اين است که در فقدان امنيت به هيچ تحول و تحرکي نمي‌توان دست يازيد و تحقق عدالت سرابي بيش نخواهد بود؟

مردم سيستان بر اين باورند همچنان که رياست محترم جمهور و ساير مسؤولان توجه مناسب و خوبي در آغاز سال به مشکلات و مسائل کودکان بي سرپرست بهزيستي دارد و با حضور در محل نگهداري آنها با مسائل آنها از نزديک آشنا مي‌شود، حادثه اخير تروريستي جاده زابل به زاهدان را نيز از نزديک پي گيري مي‌کرد و حداقل پيامي در اين رابطه صادر مي‌کرد تا خانواده شهدا و بازماندگان ربوده شده احساس مي‌کردند به اين مسأله رسيدگي مي‌شود. اين درخواست بزرگي نيست. همچنان که مطالبه امنيت نيز در شمار نيازهاي اساسي و اوليه است و حتي نياز به گفتن هم ندارد. اما چه سود که مدت‌هاست مردم سيستان و بلوچستان گرفتار ناامني هستند.

آقاي رئيس‌جمهور!
حتماً ترور محافظ خود را که در زمان حضور جنابعالي در اين استان اتفاق افتاد، به ياد داريد. مردم سيستان انتظار داشتند پس از اين حادثه اقدام جدي و مؤثري براي تأمين امنيت صورت گيرد، اما متأسفانه حوادثي پيش آمد که وضع را از قبل هم خراب تر کرد. حوادثي همانند به گروگان گرفتن برخي از نيروهاي ناجا، ربايش مردم بي دفاع و بي گناه از شهر زابل به صورت مکرر، حادثه فجيع و دلخراش قتلگاه تاسوکي و مواردي از اين دست هيچ شک و شبهه‌اي باقي نمي‌گذارد که در اين موارد قصورها وکوتاهي‌هايي صورت گرفته است و متأسفانه به راحتي از کنار آن عبور شده است.
در وضعيت فعلي به نظر مي‌رسد خواسته مردم سيستان و بلوچستان خواسته به حقي است که مي‌بايست در سريع ترين زمان لازم و به بهترين وجه ممکن محقق شود.

آقاي احمدي‌نژاد!
همه مردم سيستان خود را داغدار و عزادار مي‌دانند. آنان در انتظار دستگيري عاملان اين کشتار دلخراش اند تا در آينده احدي اقدام به چنين کاري نكند. همچنين آنان خواستار انجام اقدامات لازم و اساسي براي آزادي کليه هموطنان عزيز ربوده شده هستند.

مردم سيستان آرزو مي‌کردند کاش رياست محترم جمهور چند صباحي در اين استان مي‌زيست تا با مشکلات آنان از نزديک آشنا مي‌شد و در تحقق عدالت، جانب امنيت را در اين استان پر رنگ تر مي‌ساخت و زمينه تحقق عيني امنيت را فراهم مي‌ساخت.

بايد اشاره کنم که متأسفانه برخي از دست اندرکاران و مسؤولان در حوادث مشابه بيش از آنکه در گير و دار تحقق امنيت باشند، با انتقال مسئوليت به يکديگر، فضا را به گونه‌اي به پيش مي‌برند که گويا مقصر آن رقيب است.

مردم بر اين باورند که مسؤولان در همه مجموعه‌ها رفتار و منش خويش را تغيير داده و فضا را به سمت رقابت براي خدمت صادقانه به مردم هدايت کنند و نيازهاي اوليه مردم را مورد توجه قرار دهند.

آقاي رئيس‌جمهور!
مردم سيستان در انتظار برخورد با عناصر خاطي و قاصر در حادثه دلخراش اخير هستند. کوتاهي و اهمال برخي نهادها و سازمان‌ها و ارگان‌ها به قدري واضح و روشن است که جاي هيچ ترديد و ابهامي باقي نگذاشته است. مردم سيستان و به ويژه خانواده‌هاي شهداي حادثه دلخراش «قتلگاه تاسوکي» و خانواده‌هاي ربوده شدگان اولاً در انتظار آزادي فرزندان خود از چنگ ربايندگان هستند و ثانياً در انتظار دستگيري و مجازات عاملان اين جنايت فجيع هستند و ثالثاً در انتظار برخورد با اهمال کنندگان و عناصر خاطي در هر ارگان و نهادي در اين فاجعه هستند.

منتشر شده برای نخستین بار در سایت بازتاب.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 11:25  توسط شریف  | 

نامه ای به آقای مزروعی و پاسخ وی!

نگارنده در ادامه فعالیت های خود درباره حادثه اخیر دلخراش تروریستی در جاده زابل - زاهدان، که در آن ۲۲ نفر از هموطنان به شهادت رسیدند و جمعی زخمی شده و گروهی به گروگان گرفته شدند، یادداشتی در وبلاگ آقای علی مزروعی و ذیل نوشته ای از ایشان با عنوان «آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟» قلمی کردم. متن نوشته نگارنده و پاسخ ایشان را بی کم و کاست ملاحظه می فرمایید. قضاوت با خوانندگان محترم.

با نام و یاد خدا.
جناب آقای مزروعی.
با سلام و احترام.
واضح است که با توجه به آموزه های دینی هدف وسیله را توجیه نمی کند. اما عملکرد چند سال اخیر اصحاب قدرت این را نشان نمی دهد. از این بگذرم.
حتماً به خاطر دارید که در پایان سال 1384 جمعی از مردم سیستان و بلوچستان در حالی که در جاده زاهدان به زابل و یا بلعکس رفت و شد می کردند به توسط تروریست ها آماج گلوله قرار گرفتند. برخی به شهادت رسیدند و برخی زخمی و گروهی نیز به اسارت رفتند. عکس العمل شما به عنوان یک اصلاح طلب چه بود؟ مگر نه این است که اگر حادثه ای کوچک تر از این حادثه دلخراش برای هم حزبی های جناب عالی اتفاق می افتاد چه فضاسازی ها که نمی شد؟ آیا در این صورت ابزاری برای رسیدن به برخی اهداف نمی شد؟ این یک نمونه از عملکرد ما در جامعه. حال ما باز هم به این بحث بپردازیم که آیا هدف وسیله را توجیه می کند یا خیر؟ و پاسخ دهیم که خیر!
در این فاجعه که عظیم ترین فاجعه دلخراش سال 1384 نام گرفت 22 تن از مردم عادی و شهروندان این آب و خاک بی هیچ گناهی و بی دفاع به شهادت رسیدند. برخی حتی دانش آموز بودند و برخی کاسب و برخی طلبه و دبیر و فاقد شغل. و دریغ از شما و هم حزبی های جناب عالی که به این مسأله واکنش، فقط و فقط واکنش نشان دهید. باز هم خدا پدر آقای ابطحی را بیامرزد که یک یادداشت در این باره قلمی کرد و از وبلاگ نویسی که نمی شناسدش و به گروگان گرفته شده است، در کنار گوشه کنایه های جناحی، دفاع کرد و خواستار آزادی اش شد.
مناسب است حداقل از حقوق شهروندان دفاع کنید. اساساً یکی از عواملی که منجر به شکست اصلاح طلبان شد همین بی تفاوتی نسبت به مسائل مردم بود. امید می برم در این زمینه جبران مافات بشود.
نشانی وبلاگ دانشجوی وبلاگ نویس را در ادامه ملاحظه می فرمایید.
http://rezal.blogfa.com/
جمعی از دوستان ایشان خواستار آزادی سریع وی و دیگر هموطنان ما شده اند.
شریف لک زایی
موفق باشید.

مزروعی : برادر عزیز و شریف ! لازم نیست برای اینکه انتقاد کنید و حرف دلتان را بزنید به دیگران پرخاش کنید و تهمت بزنید اما در رابطه با نظرات شما :

1) اگر برای ادعایتان (اگر گوچکترار این حادثه ای برای هم حزبی هاتان...) یکی دو مثال ارایه کنید ممنون خواهم شد چون فکر می کنم شما دچار خطای اطلاعاتی هستید. ضمن اینکه یکی از وظائف هر حزبی دفاع از حقوق اعضایش می باشد و اگر افراد جامعه برحسب سلائق و تفکر خود دست به تشکیل احزاب و نهادهای مدنی بزنند و هزینه اینکار را بپردازند خودبخود پشتوانه ای برای دفاع ازحقوقشان را در روز مبادا فراهم می کنند و کسانی که حاضر نیستند این هزینه را بپردازند نمی توانند توقعی از دیگران داشته باشند.

2) هر چند این حادثه در آخرین روز سال اتفاق افتاد و حزب مشارکت که نظام تصمیم گیری جمعی دارد بمانند همه ارگانها ونهادهای رسمی و عمومی و غیر دولتی تا روز چهاردهم فروردین تعطیل بود و بنابراین انتظارموضع گیری شما دراین ایام غیرمنطقی می نماید اما می توانم از شما بپرسم اگر حزب موضع می گرفت در کجا امکان انتشار می یافت؟ و شما چگونه از آن مطلع می شدید؟

3) بر پایه دیدگاهها و نظرات کلی مشارکت روشن است که این حزب کاربرد هرگونه زور وخشنونت و ترور را به هرعنوان و بهانه ای محکوم و مطرود می داند و از جمله آنچه را برای هم میهنان ما در سیستان وبلوچستان اتقاق افتاد.

4) دفاع از حقوق شهروندان از راهبردهای اصلی مشارکت در عرصه سیاسی ایران است وبحق این امر را در درجه اول باید در نظام سیاسی حاکم جستجو کرد واتفاقا شما بجای پرخاش و اتهام به ما باید اینها را متوجه حاکمان فعلی می کردید که چرا نتوانسته اند امنیت لازم را برای شهروندان خود فراهم کنند تا اینچنین گرفتار تروریستها نشوند و جانشان از دست دهند. ظاهرا و طبق معمول رواج یافته چون انتقاد و سئوال ازحاکمان فعلی هزینه دارد پس آنها را متوجه کسانی کرده اید که هیچ مسئولیتی دراین باره ندارند و لابد باید پاسخگوی ندانم کاری و سهل انگاری دیگران باشند؟

5) در مورد شکست اصلاح طلبان حرف و حدیث فراوان است و هر کس از منظر و مرآی خود دلیلی بیان می دارد اما دست نیروهای غیبی ( نهادهای موازی اطلاعاتی وامنیتی ونظامی و...تا نظارت استصوابی شورای
نگهبان واستفاده از امکانات بیت المال و...) را فراموش نکنید و خیلی هم چشم کمک به دیگران ندوزید خود شما می توانید یک حزب باشید و یک حزب بسازید
و همینگونه که مطلب نوشته اید به دیگران اطلاع رسانی کنید.

در ۱۶ فروردين در سايت انتخاب منعكس شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 7:30  توسط شریف  | 

سهم ما از امنیت

گمان مردم سیستان و بلوچستان این بود و هست که با توجه به انتخابات اخیر ریاست جمهوری و حضور ریاست محترم جمهوری در ماه های آغازین شروع به کار دولت و تکیه بر شعار عدالت نسیمی از آن هم به این خطه خواهد رسید و التیامی بر حداقل بخشی کوچکی از رنج های مردم این مرز و بوم خواهد بود. رنج هایی که سال ها است تداوم داشته و از زمانی شروع شد که سیستان، که به «انبار غله آسیا» شهره بود، در اثر بی خردی دولت مردان وقت و نیز سیاست سرزمین های سوخته و ویران انگلیس به درد و رنج مداومی گرفتار آمد که تا کنون تداوم دارد و امروزه در بسیاری از امور خود چشم به بیرون دارد.

امروزه اما مردم سیستان و بلوچستان نه رفاه و توسعه اقتصادی می خواهند، نه آزادی و توسعه سیاسی و فرهنگی و نه حتی عدالت؛ بلکه آنان سهم خود را از امنیت مطالبه می کنند. و این نیازمند کم ترین برنامه ریزی است. مردم توقع ندارند برنامه های کلان و جامعی ریخته شود – که آن هم از ضروریات است – بلکه متوقع هستند مدیران و مسؤولان و نهادهای تأمین کننده امنیت تنها و تنها به وظایف حداقلی فعلی خود در تأمین امنیت عمل کنند. مردم انتظار دارند با متخلفان و به ویژه شبکه های مافیایی و قاچاق که در استان شکل گرفته است، و در بسیاری از موارد با آن سوی مرزها نیز ارتباطات گسترده ای دارند، برخورد تنها و تنها کمی صورت گیرد. مردم توقع دارند امنیت آنها به وِیژه در برخی امور همانند جاده ها تأمین شود.

دردها و رنج های مردم صبور و محروم این خطه از میهن اسلامی بسیار است اما مدیران و مسؤولان اگر توان برآورده ساختن آنها را ندارند با وعده ها و شعارهای توخالی آنان را امیدوار نسازند که در پی آن ناامیدی هم خواهد آمد. مردم توقع ندارند در مواجهه نهادهای مسؤول با متخلفان، جانب خطاکاران گرفته شود و در آن سوی مردم با تحقیر و بی حرمتی مواجه شوند.

و باید بگویم گمان مردم این بود که با ترور شخص محافظ ریاست مجترم جمهوری در  زمان حضور در سیستان و بلوچستان به ابعاد امنیتی این استان بیش از کذشته توجه نشان داده خواهد شد و در این زمینه اقدامات جدی صورت خواهد گرفت. اما متأسفانه پس از گذشت چندین ماه با حادثه ای دلخراش مواجه شدند و جمعی از عزیزان خود را از دست دادند. امروزه این انتظار باقی است که با عاملان این حادثه برخورد جدی و مؤثری صورت گیرد و از تکرار فجایع این چنینی جلوگیری گردد.

انتظار این است که به صورت جدی و مؤثری در پی گشایش در مسأله ربوده شدگان این حادثه باشند  و آن را از یاد نبرند.

منتشر شده برای بار نخست در سایت انتخاب

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 12:15  توسط شریف  | 

گروگان گیری سیستان و بلوچستان

حوادث تلخ سیستان و بلوچستان که در آن جمعی از هم وطنانمان که یکی از آنان هم وبلاگ نویس بوده به گروگان گرفته شده اند، از چند جهت قابل توجه است:

۱. مسأله ی قومیت ها از حساس ترین مسائل کشور است. بارها در تحلیل بسیاری از سرویسهای رسمی و غیر رسمی خارجی دیده شده که مسأله ی تحریک قومیت ها با هدف تقسیم ایران در دستور کار قرار گرفته است. این در حالی است که قطعا اقوام مختلف ایرانی هرچند نارضایتی های زیادی داشته باشند، چون ایرانی هستند باید بیش از دیگران به این مهم حساسیت نشان دهند.

۲. حضور تفکر افراطی سلفی و تکفیری که عراق را به آستانه ی جنگ داخلی کشانده در ایران خیلی معنا دار است؛ گروهی که هموطنان ما را در سیستان به گروگان گرفته اند از آنانی هستند که با حمایت از اندیشه ی افراطی سنی گری علاقه مند بودند که شیعیان را بکشند یا گروگان بگیرند. با توجه به اینکه سنی های ایران همواره از معتدل ترین مجموعه های سنی عالم بوده اند، باید در این مرحله تلاش ویژه ای برای جلوگیری از این افکار داشته باشند. البته و متاسفانه حضور مبلغان افراطی شیعه، به خصوص در مناطق سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر، زمینه ی این تقابل را جدی تر می کند.

۳.  نا امنی های منطقه ای در حال گسترش است. جلوگیری از این نا امنی ها وظیفه ی حکومت است. وزارت کشور که با قائم مقامی معاون سابق سپاه اداره می شود، باید بیش از گذشته در ایجاد امنیت و بستن مرزها موفق می بود. گرچه امنیت وقتی محق می شود که راه گفتگو و همکاری با مردم کشور و رضایت آنان هموار باشد تا در آن صورت مخالفان آن سوی مرزها جایگاهی برای خود در این سوی مرزها نیابند.

۴.  تلاش برای آزادی این گروگانها از همه چیز مهمتر است. امید که همه سریع تر آزاد شوند و به خصوص این همکار وبلاگنویسمان که نمیشناسمش نیز آزاد گردد.

 نوشته سید محمد علی ابطحی

اخبار و گزارشهای تکمیلی از حادثه دلخراش جاده زاهدان به زابل را در سایت انتخاب مطالعه فرمایید.

زلزله اخیر در استان لرستان که در آن جمعی از هموطنان به رحمت خدا رفتند را به خانواده های آنان تسلیت می گویم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 13:12  توسط شریف  | 

صدا و سیما به کجا می رود ؟

اگر صدا و سیما در غم و شادی مردم حضور مناسب نداشته باشد ، پس کجا حضور خواهد داشت ؟ اگر صدا و سیما اطلاع رسانی مناسبی درباره حادثه دلخراش و فجیع تروریستی محور زاهدان به زابل، که جمع زیادی از هموطنان ما شهید و جمعی به گروگان گرفته شده و برخی نیز مجروح گشتند، نداشته باشد پس درباره ی چه چیزی اطلاع رسانی می کند ؟ اگر صدا و سیما، سخنان خانواده های شهدا را منعکس نکند و گلایه آنها را بازتاب ندهد، پس چه چیز را منعکس می کند ؟
جهت قضاوت مردم عزیز ایران و به ویژه مردم صبور استان سیستان و بلوچستان چند مورد و فقط چند مورد از قضایای اخیر به اطلاع می رسد :
1- صدا و سیما ی استان سیستان و بلوچستان و صدا وسیمای مرکز هنوز به مردم ایران توضیح کافی نداده اند که بیست و دو نفری که در شامگاه پنج شنبه 25 اسفند 84 در قتلگاه تاسوکی به شهادت رسیده اند ، بیشترشان مردم عادی بوده اند .
2- صدا و سیمای سیستان و بلوچستان در اعلام اسامی شهدا ، نام برخی از شهدا را از قلم انداخته است و به این ترتیب از حداقل اطلاع رسانی برای تشییع گسترده تر شهدا در سطح استان دریغ کرده است !
3- صدا و سیمای استان و مرکز تا کنون به مردم نگفته اند که انسان های به گروگان گرفته شده چه کسانی هستند و ادعای گروگان گیران در مورد این که گروگان ها از مسؤولان نظامی و امنیتی هستند تا چه حد درست است ؟ تنها به یک مورد می توان به صراحت اشاره کرد و آن دانشجوی عزیز ربوده شده آقای رضا لک زایی ، دانشجوی کارشناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان است که به گروگان گرفته شده و هیچ سمت دولتی نداشته و ندارد .
4- متأسفانه صدا و سیمای مرکز که بماند ، حتی صدا و سیمای استان سیستان و بلوچستان هم مجالس بزرگداشت 22 شهید قتلگاه تاسوکی را پوشش مناسب نداده است .
آیا اطلاع رسانی درباره شهدا به اندازه اطلاع رسانی در باره وضعیت میوه هم اهمیت ندارد ؟
آیا صدا و سیما از این که تا کنون تصویری از شهدای این حادثه پخش نکرده است شرمنده نیست ؟
ما را چه شده است ؟
اگر نهاد های اطلاع رسانی غیر دولتی را نمی داشتیم چه می کردیم ؟ آیا نباید صدا و سیمای ما در حد الجزیره و بی بی سی و العربیه به این ماجرا می پرداخت؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 12:39  توسط شریف  | 

حمایت از آزادی گروگانها

برخی دوستانی که نمی شناسمشان برای حمایت از گروگانها و آزادی آنها و به ویژه دانشجوی وبلاگ نویس، رضا لک زایی، وبلاگی طراحی کرده اند که دوستان و خوانندگان برای اطلاع از ماوقع و نیز حمایت از آزادی ایشان و سایر هموطنان عزیز به گروگان گرفته شده به این وبلاگ مراجعه فرمایند:

آزادی وبلاگ نویس اسیر رضا لک زایی

همچنین برای اطلاع از برخی بازتاب های این حادثه به وبلاگ زیر مراجعه فرمایید:

الهی به نام تو به یاد تو برای تو

خبرگزاری وبلاگ نویسان نیز در این زمینه مباحثی را منتشر کرده است. همچنین برای دیدن تصویر رضا لک زایی و  برخی شهدای حادثه دلخراش قتلگاه تاسوکی اینجا را کلیک فرمایید.

همچنین لینک برخی از اخبار و گزارش ها و تحلیل ها درباره حادثه دلخراش اخیر را در بخش پیوندهای روزانه همین وبلاگ ملاحظه فرمایید. دوستان بسیاری خبر را در وبلاگ های خود منعکس کرده اند که ضمن سپاس گزاری از آنان از خدا می خواهم همه گروگان ها را در صحت و سلامتی به خانواده های خود بازگرداند.

گفتنی است سایت های وزین بازتاب و انتخاب نیز گزارش ها و اخبار و تحلیل های متختلفی درباره این حادثه منتشر کرده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 10:15  توسط شریف  | 

رضا لک زایی ، دانشجوی وبلاگ نویس، توسط تروریست ها ربوده شد .

جمعی از وبلاگ نویسان در اقدامی خودجوش، خواستار آزادی سریع گروگان ها به ویژه دانشجوی وبلاگ نویس رضا لک زایی شدند. این عزیزان شامگاه پنج شنبه گذشته در محور زابل به زاهدان ربوده شده اند. متن حاضر در وبلاگ این عزیزان گذارده شده است که ملاحظه می فرمایید.

به دنبال حمله تروریستی پنج شنبه گذشته در جاده زابل- زاهدان که به قتلگاه تاسوکی مشهور شده است، بیست و دو تن از هموطنانمان که در میان آنان چند دانش آموز و دو تن از طلاب حوزه علمیه قم و نیز چند کاسب نیز وجود داشتند به شهادت رسیده و تعدادی نیز ربوده شدند. در میان افراد ربوده شده نام نویسنده  وبلاگ حکمت متعالیه نیز به چشم می خورد. رضا لک زایی، نویسنده وبلاگ حکمت متعالیه، دانشجوی کارشناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان است و به رغم گفته ربایندگان مبنی بر اینکه تمامی ربوده شدگان دارای مناصب دولتی و نظامی می باشند، وی هیچ نوع فعالیت دولتی ، نظامی و امنیتی نداشته است.

به عنوان جمعی از وبلاگ نویسان که با فعالیت های وبلاگی وی  آشنا هستیم  آرزومندم که وی هرچه زودتر آزاد گردد. همچنین خواستار آنیم که اقداماتی جدی و مؤثر از سوی همه مسؤولان و به ویژه وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری نیز برای آزاد سازی صورت گیرد. متأسفانه تا کنون اقدام جدی برای دستگیری و مجازات عاملان حادثه فیع و دلخراش جاده زابل به زاهدان صورت نگرفته است. خانواده ها چشم به راه بازگشت گروگانها هستند و بر این باورند که تاکنون اقدامی جدی و مؤثر صورت نگرفته است.

گفتنی است در حادثه مذکور برادرزاده و پسر دایی ام نیز به شهادت رسیده اند و به غیر از برادرم رضا یکی دیگر از بستگانم نیز در گروگان است. هر کدام از دوستان هر کمکی از دستش بر می آید برای آزادی گروگانهاانجام دهد.

آدرس وبلاگ رضا لک زایی     http://rezal.blogfa.com  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 18:52  توسط شریف  |