تبليغاتX
شریف لک زایی

شریف لک زایی

بسم الله الرحمن الرحیم

خبری ناگوار و دلخراش

خبر شدم برادرزاده ام و پسر دایی ام دیشب در حادثه حمله اشرار مسلح در جاده  اصلی زاهدان به زابل به شهادت رسیدند. از وضعیت یکی از نزدیکان هنوز اطلاعی در دست نیست.

در این حادثه جمعی از هموطنان ما نیز به شهادت رسیده و جمعی دیگر نیز ربوده شده اند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 10:29  توسط شریف  | 

غربت غربی

به تازگی کتاب در غربت غربی، شرح حال خودنوشت دکتر سید حسین نصر، را مطالعه می کردم. افزون بر نکات بی شمار آموختنی که در آن نهفته است، سیر تفکر در ایران معاصر هم در آن به طور مبسوط مورد اشاره قرار گرفته است. در این مجموعه از افراد بی شماری که از سرآمدان تفکر در ایران و جهان اسلام هستند یاد شده است از جمله از شخصیت برجسته جهان اسلام امام سید موسی صدر. نصر در اثر خود به درستی اشاره کرده است که شخصیت علمی امام صدر، تحت تأثیر وجهه سیاسی و اجتماعی وی، کم تر مورد توجه قرار گرفته است. نصر می نویسد:

«برجسته ترین شخص در میان متفکران شیعی، امام موسی صدر رهبر سیاسی و دینی شیعیان لبنان بود که آثار مهمی در تاریخ لبنان در دهه 70 به جا گذاشت. ... امام موسی صدر در دانشگاه تهران درس خوانده بود و با آن که زبان مادری اش عربی بود به فصاحت به زبان فارسی سخن می گفت. او نزد بسیاری از اساتید سنتی من درس خوانده بود و در عین این که به عنوان رهبر شیعیان لبنان فعالیت های سیاسی را دنبال می کرد، علاقه ای جدی به فلسفه سنتی داشت. روابط دوستانه خوبی میان ما شکل گرفت و امام موسی صدر هم در لبنان و هم در تهران به منزل ما رفت و آمد داشت. من مطالب زیادی درباره فضای فکری شرق عربی از او آموختم. چقدر اسف انگیز بود که در زمانی که لبنان و ایران به وجود او نیازمند بودند او به نحو اسرارآمیزی در جریان یک سفر به لیبی ناپدید شد. نفوذ و شهرت عظیم سیاسی او بیشتر مردم را از توجه به وجوه فلسفی او غافل ساخته بود. در حالی که امام موسی صدر پرورده آن نوع تعلیم و تربیت مذهبی شیعی بود که هماره بعد فلسفی عمیقی داشته است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 18:56  توسط شریف  | 

فکر سیاسی امام سید موسی صدر

شماره سی فصلنامه علوم سیاسی به تازگی منتشر شد. در این شماره بخش دوم فکر سیاسی امام سید موسی صدر، که گزیده ای از مباحث سیاسی این اندیشمند برجسته جهان اسلام است و توسط نگارنده تهیه شده است آمده است. پیشتر در شماره بیست و نه از همین فصلنامه بخش نخست از گزیده اندیشه سیاسی ایشان منتشر شده بود که مورد استقبال اصحاب معرفت و اندیشه قرار گرفت. ان شاء الله به زودی بخش سوم از گزیده فکر سیاسی امام سید موسی صدر نیز منتشر خواهد شد.

باید اشاره کنم اگر چه امام صدر شخصیت برجسته ای است اما متأسفانه کار پژوهشی منتشر شده درخوری درباره اندیشه ایشان و به ویژه اندیشه سیاسی ایشان انجام نشده است. به نظر می رسد آشنایی جوانان جامعه ما با افکار عمیق این عالم بسیار مفید و لازم بوده و حلقه مباحث اندیشمندانی همانند امام خمینی، استاد مطهری و آیت الله بهشتی و ... را تکمیل می کند. لازم است اشاره کنم که نگارنده در حال مطالعه درباره اندیشه سیاسی ایشان است.

خوشبختانه به جز دو مقاله ذکر شده درباره اندیشه سیاسی امام سید موسی صدر، امسال برای نخستین بار در شهریور ماه روزنامه های ایران و همشهری نیز هر یک ویژه نامه ای درباره این عالم بزرگ منتشر ساختند که جای سپاس و قدردانی دارد. ان شاء الله در آینده ای نزدیک ویژه نامه ای درباره ایشان در یکی از شماره های هفته نامه پگاه حوزه منتشر می شود.

برای مطالعه برخی مباحث ایشان به سایت مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر مراجعه فرمایید. گفتنی است پذیرش فرستاده ویژه قذافی در روزهای اخیر انتقاداتی را سبب شده است. از جمله کمیته پی گیری آزادی امام صدر و برخی شخصیت های دیگر  نسبت به پذیرش نماینده ویژه قذافی اعتراض کرده اند. برخی اخبار و گزارش ها در این زمینه در سایت مؤسسه امام صدر آمده است.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 23:37  توسط شریف  | 

به هوای حکم

بعد از ظهر جمعه به هوای دیدن فیلم «حکم» به اتفاق همسر و فرزندم و دو میهمان عزیز راهی سینما شدم تا از دیدن فیلمی که به خوب بودن وصف شده بود در یک بعد از ظهر زمستانی بهره ببرم. از شانس من همان روز گویا این فیلم از سینما برچیده و فیلم «چپ دست» جایگزین شده بود. وصف این فیلم به گوشم نخورده بود اما با دیدن برخی تصاویر فیلم می شد حدس زد که از چه نوع فیلم هایی است. با توجه به تازه بودن فیلم، سینما با حضور مشتاقان جوان از گرمی خاصی برخوردار بود.

در اینجا قصد داوری درباره کم کیف فنی فیلم نیست، اما می شود گفت فیلم به لحاظ محتوایی و داشتن بار ارزشی در حد نازلی بود. شاید بتوا ن گفت نه تها فیلم، پیام روشن و مطلوبی برای یک جوان نداشت، که او را در اوهام و خیالات سرگردان می کرد. به هر حال در فیلم داستانی روایت می شد که بیشتر از هر چیز به توهم می مانست تا واقعیتی اگر چه در کم ترین درصد خود. این که چند جوان، که در ناز و نعمت هم هستند در پی برخی فعالیت ها باشند و هیچ دغدغه ای، از جمله کار و مسکن و معیشت، هم نداشته باشند با واقعیت جامعه ما همخوانی ندارد....

بگذرم! شاید حق داشته باشیم که با تولید چنین فیلم هایی، که حامل بار ارزشی مطلوب و مفیدی برای جامعه نیستند، موافق نباشیم.

نگارنده پیش از این ها درباره دیدار از نمایشگاهی در ماه مبارک رمضان نگاشته بود. پس از رؤیت آن نوشته برخی از دوستانم با تعجب می گفتند چه حوصله و فرصتی داری! باید اشاره کنم کاش از این فرصت ها همیشه پیش می آمد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 23:46  توسط شریف  | 

مردم سالاری دینی و حقوق اقلیت ها

اصطلاح اقليت كه غالباً با ويژگي هايي چون زباني ، قومي ، ديني و مذهبي همراه است در برگيرنده آن دسته از گروه هاي انساني است كه در شرايطي حاشيه اي و در موقعيتي ناشي از فرودستي كميتي و در عين حال اجتماعي ، سياسي، اقتصادي و فرهنگي به سر مي برند. (پي ير، 1374، ص 5) شايد بتوان گفت اقليت ها بيشتر با اين صفت شناخته مي شوند كه در ميان طبقات اجتماعي، در مقابل اكثريت ، از حيث سياسي ، فرهنگي و اقتصادي منزلت و جايگاه فرودستي دارند و دست يابي آنان به پاره اي از مناصب و منزلت ها در يك جامعه خاص امكان پذير نيست و يا اين كه بسيار مشكل خواهد بود. به عبارتي مشاركت در ساز و كار حكومتي با محدوديت ها و موانع گسترده اي همراه است.
به باور برخي ، امروزه ديگر واژه اقليت آن معناي محدود پيشين را ندارد و كاربرد گسترده تري پيدا كرده است . در اين نگاه مفهوم امروزي اقليت ، مفهومي شمارشي و عددي نيست، بلكه اين اصطلاح در مورد همه گروه هايي به كار مي رود كه در يك جامعه زندگي مي كنند اما به علت وابستگي قومي ، ديني، مذهبي، زباني و رفتار و عادات از ديگر افراد آن جامعه متمايز مي شوند. ممكن است اين گونه افراد زير سلطه باشند و يا از مشاركت در امور سياسي جامعه كنار گذاشته شوند و يا مورد تبعيض و تعدي قرار گيرند، اما اگر نوعي احساس جمعي و گروهي نيز داشته باشند، اقليت به شمار مي روند. (خوبروي پاك، 1380، ص 2) در واقع اين احساس جمعي ، بيشتر هنگامي به وجود مي آيد كه اين افراد، كه داراي اعتقادات و تعلقات مشابهي هستند از سوي اكثريت حاكم ، تحت فشار و مورد تبعيض قرار گيرند و يا از دست يابي به منصب و مقامات سياسي منع شوند.
موضوع اقليت ها ، با هر تعريفي كه از آن پذيرفته شود ، امروزه بسيار حائز اهميت است و بسياري از حكومت ها با اين مسئله به طور مستقيم و از نزديك درگير و از سوي جامعه جهاني و سازمان هاي حقوق بشر ـ به هر دليل ـ تحت فشار هستند تا با اقليت هاي موجود در كشورشان با مدارا و برابري بيشتري رفتار كنند. ممكن است گروهي بپندارند كه موضوع اقليت ها در پاره اي حكومت ها اساسا مطرح نيست ؛ زيرا حكومت ، ايدئولوژيك و وابسته به يك دين و مذهب خاص نيست تا سخن از حقوق اقليت ها به ميان بيايد، مگر اقليت سياسي . اين البته ادعايي است كه مي توان بر آن نقض هاي جدي وارد ساخت . به ويژه از مجموع مباحثي كه در جوامع غربي جريان دارد ، مي توان حدس زد كه اين بحث در كانون توجهات انديشمندان و متفكران غربي قرار دارد و تفسيرهاي جديدي از اين بحث توسط آنان ارائه شده است.[1] بحث كردن در باب اقليت ها در واقع انديشيدن به مسئله اي اساسي، ملي و بين المللي است كه تاثيرات فراواني را بر جامعه و نظام سياسي بر جاي مي گذارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 10:49  توسط شریف  | 

آزادی در حصار آزادی

دوست با ذوق و نادیده ام "منتخب" یادداشتی بر مطلب پیشین گذاشته بود که حیفم آمد این یادداشت را در این صفحه قرار ندهم. این یادداشت را بی کم و کاست می خوانیم.

وقتی آزادی در جايگاه تقدس قرار گيرد پيروانش را به زنجير می کشد. آزادی شايد تنها واژه ای باشد که در برخی مواقع در حصار خود قرار می گيرد. انسانی که در نهايت آزادی خلق شد و ليکن هيچ وقت نتوانست به نهايت آزادی برسد. اگر چه در انتخابی که پيوسته از زمان خلقش با او بود آزاد بود ولی مسو ليت انتخاب را نيز با خود داشت زيرا در همين انتخاب بود که با آزادی در آن می توانست خود را در حصار آن ببيند. اولين انتخابش که در آن آزاد هم بود انتخاب آمدن به زمين يا ماندن در بهشت بود که او در عين آزادی زمين را انتخاب کرد و پس از آن در حصار زمين و تمام وابستگيهايش قرار گرفت. بهر حال واژه آزادی معنايی بمراتب بيشتر از آنی دارد که در برخورد اول با آن انتظار می رود. و همين آزادی در مقولات مختلف است که در حال حاضر گريبانگير مغرب زمين گشته و اهالی خود را در حصار می گيرد. واقعا آزادی را تا به کجا بايد احترام کرد؟ تا جايی که در مقام تقدس قرار گيرد و در پناه آن تمام حرکتهای آزاد ديگر را تحت تاثير خود قرار دهد؟ کدام آزادی است که چه در معنا و چه در عينيت بتواند مفهوم خود را القاء کند؟ اين که عده ای به تبع آزادی در اقوال و کلام مکتب خود بتوانند ديگر اقوال و کلامها را مورد آماج خود قرار دهند و چنانچه طرف ديگر خواست همان کار را اما از ديدگاه خود برای طرف اول بکار گيرد به بند کردن آزادی محکوم شود، و اين خود آزادی را از نظر مفهوم دچار تناقض نمی کند؟ آيا می توان از واژه آزادی مفهوم مشترکی استخراج کرد؟ البته که آزادی واژه ای است پويا و همواره به دست خود و در شرايط مختلف معنا ميشود، اما آن مفهوم از آزادی که ناب است و خدشه ای بر آن وارد نمی شود آزادی است که هيچ مفهوم يا مخلوقی را در حصار خود نمی گيرد و آن نيز حرکتی است که منشعب از خالق و در راستای خالق و برای رسيدن به خالق است.

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 0:20  توسط شریف  | 

گنبد تخريب شده

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 18:18  توسط شریف  |