تحلیل آزادی مطبوعات ، تأمل در آراي امام خميني
گروهى بر اين باورند كه مطبوعات آزاد، مىتوانند جامعهاى را به سعادت و بهروزى رسانده و اسباب پيشرفت و ترقى يك كشور را فراهم سازند. سيدجمالالدين اسدآبادى، كه از جمله انديشمندان و مصلحان بزرگ معاصر است، چنين انديشهاى درباره مطبوعات دارد. او وجود مطبوعات آزاد را يكى از علل ترقى و پيشرفت ملل اروپا به شمار آورده و مىگويد: «يكى از وسائلى كه باعث ترقى غرب شده، آزادى مطبوعات است. اين آزادى خوب و بد حكام را بدون استثنا نشر مىدهد. آنهايى كه صفات خوب دارند بر آن مىافزايند و آنان كه به فساد و خودپرستى مبتلا هستند، ناچار به ترك آن مىشوند. هيچ كس به آزادى نشريات اعتراضى نمىكند، مگر وقتى كه ضد حق و حقيقتبوده و يا تهمت باشد. كسى كه از طرف مطبوعات به او تعدى شده حق دارد حق پايمال شده خود را در محكمه قانونى بخواهد، ولى جرايد ما در ايران كاملا بر ضد اين مطلباند. از كار خوب، خوب مىگويند و از كار زشت هم خوب. نزد آنها تفاوت ندارد و ميان خوب و بد تميزى نيست و سراسر آنها اغراق است و علت اين كار مايل نبودن حكام و امرا به اصلاح جرايد است»!
آيا به راستى آنگونه كه سيدجمال مىگويد، يكى از اسباب ترقى جوامع و به اصطلاح امروز، توسعه، مطبوعات آزاد و مستقل است؟ اساسا كاركردهاى مطبوعات در يك جامعه كه مىتواند يكى از عوامل پيشرفت و ترقى ملتها تلقى شود، چيست؟ آيا مطبوعات از آزادى مطلق برخوردارند و يا اينكه داراى مرزها و محدوديتهايى هستند؟
آزادى مطبوعات كه در حوزه آزاديهاى سياسى قرار مىگيرد، در واقع يكى از مهمترين و برجستهترين مصاديق آزاديهاى سياسى است. آزادى سياسى در جامعه اسلامى به اين معنا است كه: «افراد جامعه اسلامى در تكوين و هدايت نظام سياسى جامعه داراى نقش و اثر باشند، نه اين كه تنها يك قشر يا جمع يا وابستگان به يك نژاد در جامعه حق و توانايى تصرف در اداره امور كشور را داشته باشند. آزادى سياسى يعنى اينكه همه مردم با قطع از وابستگيهاى قومى، زبانى و نژادى و دينى در يك جامعه بتوانند آن نظام را به سوى مطلوب خودشان هدايت كنند. طبيعى است وقتى در جامعهاى اختلاف رأى و نظر پيدا شد، عقيدهاى كه طرفداران بيشترى دارد (البته در چارچوب اصول و ارزشهاى پذيرفته شده آن نظام) رأى و حرفش متبع خواهد بود و ديگران بايد از آن تمكين كنند».
در ادامه همين تعريف مىخوانيم: «وقتى گفته مىشود در جامعه اسلامى مردم آزادى سياسى دارند، به اين معنا است كه هم حق انتخاب دارند و هم حق فعاليت سياسى، انتشار مطبوعات، روزنامه، ايجاد تشكلها، سازمانها، احزاب، اجتماعات سياسى و بيان افكار و نظرات سياسى». در واقع مىتوان گفت، آزادى سياسى، بيان ارتباط متقابل حاكمان و شهروندان است و اينكه مردم در تكوين و هدايت نظام سياسى خويش داراى نقش و اثرند و مىتوانند نظام سياسى را به سوى مطلوب و خواستخويش هدايت كنند؛ البته با قطعنظر از وابستگيهاى قومى، زبانى، نژادى و دينى كه در تمامى افراد يك جامعه ممكن است وجود داشته باشد.
به هر روى بنا بر تعريفى كه از آزادى سياسى ارايه شد، مردم مىتوانند با استفاده از مطبوعات به بيان آزادانه نظرات و افكار سياسى خويش مبادرت ورزيده، در نظام سياسى مشاركت جويند و داراى نقش و اثر شوند و نظام سياسى را به سوى اهداف و خواستههاى خويش هدايت كنند. ضمن اينكه مىتوانند درخواستها و انتظارات خود را نيز از نظام سياسى مطرح سازند. در يك نظام سياسى اسلامى با توجه به آموزهها و آموختههاى دينى، همه مردم مىتوانند در اداره امور كشور دخالت و مشاركت نمايند. يكى از بهترين شيوههاى ابراز نظر و راى، استفاده از مطبوعات و رسانههاى عمومى است. مطبوعات آزاد و مستقل از نظام سياسى به واقع زبان گويايى هستند كه خواستها، مطالبات، انتقادات و اعتراضهاى مردم را به گونهاى شفاف در معرض ديد مسؤولان نظام قرار مىدهند. همان طور كه مطبوعات وابسته به حكومت نيز تنها به انعكاس خواستها و نظرات اصحاب قدرت مىپردازند ولاغير.
ادامه مطلب
